فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٦
اين ادّعا نه واقعيت دارد و نه از نظر حقوقى پذيرفته است؛ از نظر واقعيتهاى تاريخى و به ادّعاى مورّخان، ساكنين اصلى و دائمى فلسطين از ابتدا اعراب كنعانى بودهاند كه بعدها عدهاى از اقوام مهاجم فلسطينى به آنجا حمله كرده و مدتى در اين منطقه حكومت كردهاند، سپس توسط مهاجمين ديگر از آنجا رانده شدهاند. از سوى ديگر، اگر حق تاريخى مبناى تصرف سرزمين است، تورات به وجود كنعانيان در فلسطين در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح اشاره مىكند، پس اينها استحقاق بيشترى بر اين سرزمين دارند. بنابراين سابقه تاريخى عرب مسلمان نزديكتر و طولانىتر بوده و نمىتوان سابقه تاريخى بسيار دوروكوتاه را بر آن ترجيح داد. همچنين به اعتقاد بسيارى از مورخين، يهوديان موجود، با يهوديان نژاد سامى دوران اوّل ارتباطى ندارند. اين يهوديان از نسل قبائل خزر هستند كه بر اثر اختلاط با يهوديان سامى، يهودى شدهاند. «١» از نظر حقوقى، تحصيل سرزمين برپايه ادعاى مالكيت تاريخى نيست، زيرا اين شيوه مخلّ نظم، ثبات و امنيت بين المللى بوده و مىتواند سبب بسيارى از كشمكشها و منازعههاى بينالمللى باشد. از سوى ديگر، به مقتضاى اين دليل بايد اساس نقشه دنيا به هم بخورد و بسيارى از ملل دنيا آواره شوند.
ب- اعلاميه بالفور به دليل مساعدتهاى فراوان حيّم وايزمن، استاد و شيمىدان يهودى، به ارتش انگلستان و نقش بارز او در پيروزيهاى اين كشور در جنگ جهانى اوّل، رهبران دولت بريتانيا به سازمان صهيونيسم قول هر گونه همكارى را در تشكيل وطن يهودى در سرزمين فلسطين دادند. بر اين اساس و طى نامه لرد بالفور وزير امور خارجه انگليس به «روچيلد» يكى از زعماى صهيونيسم، سنگ بناى اين موجود غاصب گذاشته شد. يكى از دلايل صهيونيستها همين وعده بالفور است. آنها معتقدند كه اين سرزمين توسط ابرقدرت آن زمان يعنى انگلستان به آنها واگذار شده و از طريق جنگ و نبرد مسلحانه به دست نيامده و جنبه قانونى دارد.