فلسطين و صهيونيزم2

فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٥

درس ششم: پيدايش اسرائيل (٢)
اشغال فلسطين نه تنها از نظر وجدانى و اخلاقى مطرود است و هيچ فرد آزاده‌اى نمى‌تواند بر اخراج يك ملت از ميهن مادرزادى خود صحّه بگذارد، بلكه از نظر حقوقى و عرف بين الملل نيز قابل دفاع نيست در حقوق بين الملل راههاى تحصيل سرزمين بروشنى مشخص است. بر اين اساس، اقدامات و ادّعاهاى صهيونيستها در اشغال فلسطين با هيچ يك از موازين و قوانين بين‌المللى مطابقت ندارد و كليه اقدامات اين رژيم در غصب سرزمين فلسطين غير قانونى است.
صهيونيستها براى قانونى جلوه دادن تجاوزات خود ادّعاهايى چون؛ حق تاريخى، اعلاميه بالفور، طرح قيمومت فلسطين، قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحّد و را مطرح مى‌كنند كه از نظر حقوق بين‌الملل هيچ گونه ارزشى ندارد. در اينجا برخى از آن ادعاهاى واهى را نقد و بررسى مى‌كنيم:
الف- ادّعاى حق تاريخى‌ صهيونيستها ادعا مى‌كنند كه سرزمين فلسطين در زمانهاى كهن متعلق به يهوديان بوده است و در حال حاضر نيز تنها يهوديان صلاحيت اداره اين سرزمين را دارند. اين ادّعا بطور رسمى و همزمان با برگزارى كنفرانس صلح پاريس از سوى سازمان صهيونيست به اين كنفرانس ارسال شد و از آنها خواست كه حاكميت تاريخى مردم يهود را بر سرزمين فلسطين و حق آنها را براى بازسازى اين كشور به عنوان وطن ملى به رسميت بشناسد. «١»