فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٢
صهيونيستى در سال ١٢٦١ (١٨٨٢ م) هيچ نوع خصومتى نسبت به يهوديان نداشتند. «١» اين شيوه رفتار با يهوديان تنها زمانى عوض شد كه طبيعت وجود يهوديان در فلسطين از جنبه دينى و همزيستى به جنبه استعمارى تغيير يافت. «٢» در اين قسمت از بحث آن نوع ملّىگرايى مورد توجه است كه استعمار بريتانيا براى ايجاد تفرقه و تجزيه امپراتورى عثمانى به آن دامن مىزد و با وعده و وعيدهاى توخالى، اعراب را تشويق به قيام عليه امپراتورى عثمانى و بر پايى كشور متحد عربى «٣» مىكرد.
نويسندگان بزرگ عرب مانند «رشيد رضا» و «نجيب عازورى» درگيرو دار پيدايش دولت صهيونيستى هشدار دادند كه طرحهاى صهيونيسم با آرمان اعراب در تعارض است. «عازورى» معتقد بود كه براى ايجاد يك دولت عربى يكپارچه و مستقل لازم است مناطق عرب نشين از قلمرو امپراتورى عثمانى جدا شود.
اين گروه معتقد بودند، دفع خطر صهيونيسم از طريق دولت عثمانى ميّسر نيست، زيرا امپراتورى عثمانى وابسته به كمكهاى خارجى بود و يهوديان از طريق ابزارهاى مالى مىتوانستند اين امپراتورى را زير فشار و نفوذ خود قرار دهند. «٤» ناسيوناليسم عربى و تجزيه دولت عثمانى جنگ جهانى اوّل در سال ١٢٩٣ (١٩١٤ م) شروع شد. در اين جنگ دولت عثمانى جزو دول محور «٥» و متّحد آلمان بود. امپراتورى عثمانى تمام منطقه شبه جزيره عربى را در اختيار داشت. متفقين در خلال جنگ سعى كردند، پايههاى داخلى حكومت عثمانى