فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٣
فدراسيون فلسطينى اردنى و واگذارى نمايندگى فلسطين به ملك حسين و ادغام نوار غزّه و ساحل غربى رود اردن در اردن را ارائه كرد. اين پيشنهاد مورد مخالفت ساف و پارلمان اردن قرار گرفت و عملى نشد.
با شكست طرح صلح ريگان، كنفرانس بين المللى صلح بار ديگر مورد توجه محافل بينالمللى از جمله كشورهاى اروپايى و سازمان كنفرانس اسلامى قرار گرفت، ولى باكار شكنيهاى رژيم صهيونيستى تشكيل آن به تأخير افتاد.
با آب شدن يخهاى جنگ سرد بين دو ابرقدرت، مواضع طرفين و اقمار آنها در مورد مسأله فلسطين و خارميانه به هم نزديك مىشد و تأييدات زيادترى از كنفرانس بين المللى صلح صورت مىگرفت و حتى رهبران فلسطينى كه از وضعيت به وجود آمده در صحنه روابط بين الملل بشدّت مضطرب بودند، از ايجاد كنفرانس بين المللى صلح حمايت كردند. «١» تا اينكه آغاز حركت انقلاب اسلامى در فلسطين، طرح كنفرانس بين المللى صلح را بشدت تحت الشعاع قرار داد و جهان عرب و محافظهكاران فلسطينى از آن به عنوان تنها راه حلّ مسأله فلسطين ياد كردند. جنگ دوم خليج فارس و اشغال كويت توسط عراق و ايجاد جوّ نا امنى در خاورميانه، ضرورت حل اين مسأله را بيش از بيش مورد توجه سردمداران نظم نوين جهانى، ارتجاع عرب و گروههاى سازشكار فلسطينى قرار داد.
قرار داد صلح غزّه- اريحا پس از فروپاشى شوروى (سابق) نظام سياسى حاكم بر جهان (نظام دو قطبى) متحول شد و آمريكا خود را تنها قدرت برتر جهان تصور كرد. حمله عراق به كويت و اشغال اين سرزمين، بهانهاى به دست آمريكا داد تا سرورى خود را بر جهان به همه نشان دهد. پس از سركوبى عراق و حل بحران كويت، جرج بوش، رئيس جمهور وقت آمريكا، اعلام كرد كه اكنون زمان صلح در خاورميانه فرا رسيده است؛ از نظر او شرايط لازم براى حل مسأله اعراب و اسرائيل فراهم بود؛ زيرا از يك سو بيشتر كشورهاى عربى در كنار