فلسطين و صهيونيزم2

فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٩

درس دوازدهم: طرحهاى صلح يا سازش‌ بى معناترين واژه در رابطه با رژيم نامشروع اسرائيل «صلح» است. صلح با كشورى كه تمام تلاش خود را مصروف از بين بردن هستى و موجوديت ديگران كرده است، چيزى جز تسليم و سازش بى‌قيد و شرط در برابر اهداف پليد او نيست. دم زدن از همزيستى مسالمت آميز با چنين رژيمى به معناى تغافل و چشم پوشى از آزادى و غيرت انسانى است؛ شايد بتوان گفت: يكى از دلايل گستاخيهاى بى‌حد و حصر اين رژيم در قبال ديگران همين نغمه‌هاى سازش كارانه توأم با قبول ذلّت و خوارى است. تاريخ فلسطين نشان داده است كه هرگاه با اين رژيم غاصب از در سازش و مسالمت وارد شده‌اند، بر ظلم و ستم خود افزوده است و هر از گاهى با كمترين فشار اين رژيم، فلسطينيان آواره شده‌اند و در نتيجه، موفقيت اين رژيم بيشتر شده است.
فكر سازش با رژيم صهيونيستى در اذهان بسيارى از رهبران عربى حتى قبل از تشكيل رژيم صهيونيستى وجود داشته است. در سال ١٣٤٨ (١٩٦٩ م) گروه عرفات باب مذاكره با صهيونيستها را بطور محرمانه گشود كه به دليل مخالفت عناصرى از سازمان «الفتح»، مذاكرات به جايى نرسيد. بعدها آمريكاييان به واسطه عناصر خود در دانشگاه آمريكايى بيروت با بعضى از مقامات ساف وارد مذاكره شده و آنهارا به دست كشيدن از فعاليتهاى مسلحانه و روى آوردن به فعاليتهاى سياسى تشويق كردند. «١» شايد همين تماسهاى مخفيانه رهبران فلسطينى با مقامات اسرائيلى بود كه رهبران عرب را به ملاقات با سران رژيم صهيونيستى ترغيب كرد. بنابراين ارائه و اجراى طرحهاى موسوم‌