فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩٩
به صدور بيانيه و محكوم كردن رژيم صهيونيستى و گاه كمكهاى مالى به ساف اكتفا كردهاند. عملكرد كشورهاى عربى در طول پنجاه سال اخير بيانگر آن است كه مسأله فلسطين براى اين كشورها يك مسأله فرعى بوده و از آن به عنوا فلسطين و صهيونيزم ١٠٨ جنگ خرداد ١٣٦١ لبنان(١٩٨٢ م)
ص : ١٠٦ ن وسيلهاى براى كسب وجهه در ميان ملتها و تأمين منافع خودشان استفاده كردهاند و به عبارت ديگر قضيه فلسطين بهانهاى بوده است تا به وسيله آن همديگر را متّهم كنند.
كنفرانس سران عرب در امّان در فروردين ١٣٦٦ (آوريل ١٩٨٧) بدترين كنفرانس سران عرب از نظر قضيه فلسطين بود؛ زيرا هيچ گونه مطلبى در مورد مبارزه عليه رژيم صهيونيستى دربر نداشت و تمام توجه كنفرانس معطوف به جنگ ايران و عراق شد. به همين جهت، بىتوجهى سران عرب به مسأله فلسطين در كنفرانس امّان، عامل اساسى قيام مردم فلسطين در سرزمينهاى اشغالى شناخته شد، زيرا فلسطينيها، پس از نااميدى از بازستانى حقوق ملّت فلسطين توسط رژيمهاى عرب دست به قيام زدند. سران عربى به رغم قيام مردم فلسطين بازهم از توجه به قضيه فلسطين و اتخاذ موضع اصولى خوددارى ورزيده و تنها به صدور بيانيه و محكوم كردن اسرائيل اكتفا كردند، به اين شكل كه در اجلاس بعدى در دار البيضاء (مغرب) در فروردين ١٣٦٨ (آوريل ١٩٨٩) به جاى برخورد قاطع با طرحهاى سركوبگرانه اسرائيل، موضع ضعيف و مبهمى اعلام شد كه به هيچ وجه پاسخگوى آرمان ملّت فلسطين و امّت اسلامى نبود.