فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٤
دانشگاه الازهر مصر بود و با گسترش خطر صهيونيسم، مبارزه را در سال ١٣١٤ (١٩٣٥ م) آغاز كرد. شيوه مبارزه او ترور افراد مؤثر انگليسى و ايجاد رعب و وحشت در مقابل تهديدهاى دولت انگلستان بود. مقر قسام و يارانش ابتدا در شهر حيفا بود، بعدها به جنگلهاى «يَعْبُدْ» نزديك شهر جنين منتقل شدند. در سال ١٣١٤ (١٩٣٥ م) با دويست رزمنده مسلّح به نبرد با صهيونيستها پرداخت كه در اين نبرد دو معاون وى شهيد شدند.
شهادت اين دو تن باعث گسترش قيام به تمام فلسطين شد. اين شورشها پنج ماه ادامه يافت. در نبرد دوّم، نيروهاى انگليسى جنگل را محاصره كرده و هواپيماهاى اكتشافى جهت پيدا كردن قسام و يارانش به پرواز درآمدند. در اين درگيرى، «شيخ» به همراه چهار تن از همرزمانش شهيد شدند. خبر انهدام اين شبكه را انگلستان با آب و تاب و تهديد منتشر كرد. اجتماع عظيمى جهت تشييع پيكر عز الدين قسام و ساير شهدا بر پا شد. اين حادثه فلسطين را لرزاند و مردم را به طرف انقلابى عظيم سوق داد. به همين دليل از اين حادثه به عنوان مقدمه انقلاب ياد مىشود. «١» از ديگر مبارزان راه آزادى فلسطين، «عبدالقادر حسينى» بود. وى فرزند موسى كاظم پاشا الحسينى رئيس كميته اجرايى مسلمانان شهر يافا و تحصيلكرده رشته حقوق دانشگاه الازهر مصر بود. پس از اتمام تحصيلات با وارد شدن به امور دولتى، اداره جديدى به نام «دايره ارضى» تأسيس كرد و به تماس مستقيم با روستاييان پرداخت. او بعد از متشكل كردن مبارزان فلسطينى، اولين حمله منسجم خود را در دسامبر ١٩٣٤ (١٣١٣) انجام داد.
شهادت عز الدين قسام تأثير زيادى در او گذاشت ورهبرى قيام مردم را پس از شهادت قسام به دست گرفت و با نيروهاى انگليسى و اسرائيلى به نبرد پرداخت. عبداالقادر از جمله رهبران مبارزى بود كه به ماجراجويى و عمليات برقآسا شهرت داشت و حمله به باشگاههاى يهودى را در سرزمين فلسطين شروع كرد. سرانجام پس از يك سلسله