فلسطين و صهيونيزم2

فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٧

به اعتقاد دانشمندان حقوق بين‌الملل، انگلستان در اين اعلاميه چيزى را بخشيده كه متعلق به اين كشور نبوده است و حتى اگر هم مال اين كشور بود، اين كار بر خلاف نظر دو مجلس لردها و عدم اين كشور بوده است، بنابراين به هيچ وجه جنبه قانونى ندارد.
از سوى ديگر و با توجه به اكثريت موجود در سرزمين فلسطين (مسلمانان) اين بيانيه منافى اصول دموكراسى بوده و معنايى جز تضيي فلسطين و صهيونيزم ٦٧ روابط رژيم صهيونيستى و شوروى(سابق)
ص : ٦٦ ع حقوق اكثريت ندارد. همچنين در اين نامه تأسيس دولت يهود، مشروط به رعايت حقوق ملّى و مذهبى جماعت غير يهودى فلسطين شده است و اين امر نيز به هيچ وجه و در هيچ زمانى رعايت نشده است. در تاريخ صدور وعده بالفور مجموع افراد يهودى فلسطين از پنجاه هزار نفر تجاوز نمى‌كرد (١١٢ جمعيت مسلمان عرب) در حالى كه روند تحوّلات در سرزمين فلسطين و افزايش جمعيت يهوديان و تغيير نسبت جمعيّتى به نفع صهيونيستها، نشان داد كه تأسيس وطن يهودى، موجوديت مردم فلسطين را تهديد مى‌كند.
ج- طرح قيموميت فلسطين‌ قيموميت پديده‌اى بود كه قدرتهاى فاتح جنگ جهانى اوّل براى ادامه سلطه بر مستعمرات از طريق جامعه ملل به وجود آورده بودند. يكى از اين مستعمرات، سرزمين مهم و استراتژيك فلسطين بود كه در سهم قدرت فاتح و بلامنازع آن دوران، يعنى انگلستان قرار گرفت. جامعه ملل به شرطى قيموميت انگلستان بر فلسطين را پذيرفت كه اين كشور وعده بالفور را اجرا كند و بر همين اساس، صهيونيستها ادّعا مى‌كنند كه تأسيس دولت صهيونيستى از يك مبناى قانونى برخوردار است.
قرار گرفتن اعلاميه بالفور در سند قيموميت انگليس بر فلسطين توسط جامعه ملل نمى‌تواند جنبه قانونى به خود بگيرد؛ زيرا هيچ يك از كسانى كه در جامعه ملل سند قيموميت را تصويب كردند، مالك فلسطين نبودند و حتى امپراتورى عثمانى كه سرزمين فلسطين تحت اختيارش بود، هيچ گاه كنترل آن را به كشور ثالثى واگذار نكرد و پس از پايان جنگ اوّل نيز كه كشورهاى تحت سلطه امپراتورى عثمانى از اين كشور باز پس گرفته شد، طى قرارداد منعقد شده بين تركيه و دولتهاى متفق، هيچ گونه اشاره‌اى به‌