فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٣
را تضعيف و زمينه تجزيه آن را فراهم نمايند. «١» «شريف حسين» امير مكّه مناسبترين عنصر براى اين كار بود. «هنرى مكماهون» نايب السلطنة انگلستان در مصر، مأمور مذاكره با «شريف حسين» بود. «شريف حسين» در اين مذكرات، همكارى با انگلستان و قيام عليه امپراتورى عثمانى را به چند شرط پذيرفت. از آن جمله اينكه دولت انگلستان منطقه وسيعى را كه از شمال به «مرسين وَ افْنيه» در تركيه، از جنوب به «درياى هند»، از غرب به «درياى مديترانه» و از شرق به «خليج بصره و فارس» محدود مىشد، به عنوان مملكت عربى به رسميت بشناسد. «٢» «مكماهون» در پاسخ به شرايط «شريف حسين» با تاكتيكهاى خاصى سعى مىكرد، بحثى در مورد منطقه عربى صورت نگيرد، ولى «شريف حسين» همچنان برخواستههاى خود پافشارى مىكرد. سرانجام، «مكماهون» به «شريف حسين» پيام داد كه بريتانيا خواستههاى اعراب را مورد توجه قرار داده و آنها را پذيرفته است! «٣» سياستهاى انگلستان مبنى بر تحريك اعراب عليه عثمانى بزودى به ثمر نشست. «٤» اعراب به اميد اينكه پس از جنگ به استقلال رسيده، حكومت عربى تشكيل خواهند داد، نيروهاى تهيدست و ستمديده را گرد آورده، بر ضدّ دولت عثمانى قيام كردند و با همكارى و هميارى نيروهاى نظامى متفقين، منطقه را ناامن ساختند بطورى كه نيروهاى دولت عثمانى قدرت كنترل اوضاع را از كف دادند. «٥» نقش اعراب منطقه در تجزيه و سقوط دولت عثمانى به حدّى بود كه ژنرال «آلنبى»، فرمانده نيروهاى انگليسى، در منطقه عربى در گزارشى كه در مرداد سال ١٢٩٧ (ژوئيه ١٩١٨ م) به وزارت جنگ بريتانيا داده است تصريح كرد: «از نتايج نهايى كه از اين جنگ به دست آوردهايم، سپاه عربى سهم بزرگى دارد و آنها در اين راه مساعدتهاى شايانى نمودهاند.» «٦»