فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٤
موعود بود و هيتلر تمام امكانات مهاجرت را فراهم ساخت. «١» صهيونيستها، از اين طريق، چهره زشت و ضد انسانى خود را در پشت نقاب «مظلومنمايى» پنهان كرده، زير پوشش تظلم و خونخواهى از يهوديان وانمود كردند كه چون يهود مركز و پايگاهى در جهان ندارد، ناچار بايد فكرى براى اين مشكل كرد. بطور مثال، «ديويد بن گوريون» كه بعدها نخست وزير اسرائيل شد، به صراحت اعتراف كرد كه از طريق عمّال خود، در انفجار يكى از كنيسههاى كليميان «٢» در بغداد، در سال ١٣٢٧ ه (١٩٤٨/ م)، دست داشته تا ثابت كند كه يهوديان عراق تحت شكنجه و آزار هستند. «٣» موقعيت استراتژيك فلسطين و طمع استعمارگران استعمارگران به دليل موقعيت استراتژيكى فلسطين از مدتها قبل، بويژه از قرن سيزده (نوزده ميلادى)، براى كنترل اين سرزمين نقشه مىكشيدند. «ناپلئون بناپارت» در راستاى تشكيل امپراتورى شرق و مبارزه با نفوذ انگلستان در اين منطقه، با انگيزه ايجاد يك دولت يهودى تحت سلطه خويش در فلسطين، يهوديان اروپايى و آسيايى را به منظور حمله به اين سرزمين استخدام كرد. «٤» در سال ١٢٠٦ ه (١٨٢٧/ م) يكى از يهوديان بريتانيايى استقرار يهوديان در فلسطين و كشيدن راه آهن از يافا به خليج فارس براى وصل كردن سواحل مديترانه به خليج فارس را مطرح ساخت و بريتانيا در سال ١٢١٧ ه (١٨٣٨/ م) اولين كنسولگرى اروپايى را در بيت المقدس تأسيس كرد. «٥» سرزمين فلسطين در نيمه دوم قرن نوزدهم به دليل گشايش كانال سوئز، اشغال مصر توسط بريتانيا، فروپاشى امپراتورى عثمانى و افزايش رقابتهاى استعمارى بريتانيا،