فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢
عنوان مثال، نوشتههايى از بعضى رهبران يهود در قرن دهم ميلادى در دست است كه شدّت اشتياق آنان را نسبت به «ارض موعود» بيان مىكنند. «١» در قرن ششم هجرى (دوازدهم ميلادى)، نهضتى به نام «مسيح موعود» در ميان «خزران» «٢» پديد آمد كه كوششى نافرجام براى به راه انداختن يك جنگ صليبى ديگر به منظور تسخير فلسطين بود. «٣» از آنجا كه يهوديان تا قبل از مهاجرتشان به فلسطين، سرزمين مستقلى ازخود نداشتند و بطور پراكنده و در ميان ملل ديگر، در سراسر جهان زندگى مىكردند، مورد آزار و اذيت ديگران بويژه مسيحيان قرار داشتند، چرا كه از دير باز باهم دشمن بودند.
مظلوم نمايى يهود يكى از پديدههاى جالب در مبحث تاريخ صهيونيسم، مسأله «يهود آزارى» است. در طول تاريخ حيات يهود، جرياناتى وجود داشته كه يهود آزارى را در جامعه محل زندگى خود باب كرده و به آن دامن زده است. منشأ اين حركت، نياز جريانات صهيونيستى به بسيج تودههاى ناآگاه يهودى و مظلوم نمايى بود. بطور مثال، «ويل دورانت» در كتاب «تاريخ تمدن» مىنويسد:
«در اسپانياى مسيحى، گردانندگان دستگاههاى تفتيش عقايد كه يهوديان را به جرم عقيده و يهودى بودن دستگير و شكنجه مىكردند، غالباً توسط خود يهوديان اداره مىشد.» «٤» پيش گرفتن اين سياست از ناحيه صهيونيستها بدين منظور بود كه قشر يهودى، جامعه را در يك حالت مظلوميت و فشار قرار داده و سپس، از انفجار حاصل از آن، در راستاى مقاصد خود استفاده كنند.
صهيونيستها براى اثبات مظلوميت خود به چند رويداد استناد مىكنند: