فلسطين و صهيونيزم2

فلسطين و صهيونيزم2 - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٤٧

درس شانزدهم: انقلاب اسلامى و مسأله فلسطين‌ پيروزى انقلاب اسلامى در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ در ايران لرزه بر اندام صهيونيستهاى غاصب انداخت و مشكلات جديد و حادترى براى اين رژيم به وجود آورد. اين در حالى بود كه قبل از آن ايران يكى از پايگاههاى مطمئن رژيم صهيونيستى در خاورميانه به حساب مى‌آمد و به عنوان عامل سركوب جنبشهاى ضد صهيونيستى عمل مى‌كرد.
روابط گسترده سياسى، اقتصادى، امنيتى و نظامى بين دو رژيم شاه و اشغالگر قدس در يك شبكه مخوف امپرياليستى، منافع غرب در خاورميانه را تأمين مى‌كرد.
روابط رژيم شاه با اشغالگران قدس‌ پس از اينكه انگلستان در سال ١٣٢٦ (١٩٤٧ م) ختم قيموميت فلسطين را اعلام كرد، سازمان ملل هيأتى را جهت تعيين تكليف اين سرزمين به منطقه اعزام كرد. راه حل اين هيأت، تقسيم سرزمين فلسطين به سه قسمت يهودى نشين، مسلمان نشين و منطقه بين المللى با دولتهاى مستقل و داراى حاكميت بود. اين طرح عملى نشد و اسرائيل تمام سرزمينها را اشغال كرد. يكى از اعضاى مؤثّر اين هيأت، نماينده ايران بود كه به تقسيم فلسطين رأى مثبت داد. همچنين مدتى بعد رژيم شاه به صورت دو فاكتو «١» رژيم صهيونيستى را به رسميت شناخت. روابط دو رژيم پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ به سطح بالايى رسيد. رژيم شاه از اين روابط به عنوان كفّه‌اى كه مى‌تواند امنيت رژيمش را در مقابل اعراب، متعادل سازد، ياد مى‌كرد. «٢»