شهاب الاخبار - قضاعی، محمد بنسلامه - الصفحة ٦٤ - باب م - و - ن

٢٢٦. مِن حُسنِ إسلامِ المَرءِ تَركُهُ ما لا يَعنيهِ‌؛١

از نيكويىِ مسلمانى آدمى اين است كه از آنچه به كارش نمى‌آيد، دست بدارد.

٢٢٧. مَن حَمَلَ سِلعَتَهُ فَقَد بَرِئَ مِنَ الكِبرِ؛٢

هركه بار خود را برگيرد، از تكبّر به دور باشد.

٢٢٨. مَن خَافَ اللّهَ خَوَّفَ اللّهُ مِنهُ كُلَّ شَىءٍ و مَن لَم يَخَفِ اللّهَ خَوَّفَهُ اللّهُ مِن كُلِّ شَيءٍ‌؛٣

هر كه از خدا بهراسد، خداوند، همه چيز را از وى بيمناك كند و هر كه از خدا نهراسد، خداوند او را از همه چيز بيمناك كند.

٢٢٩. مَن رَأىَ عَورَةً فَسَتَرَها كانَ كَمَن أحيا مَوءودَةً مِن قَبرِها؛٤

هركه زشتكارى پنهانى را [از برادر دينى خود] ببيند و آن را آشكار نكند، مانند كسى است كه زنده به گورى را از گور رهانيده باشد.٥

٢٣٠. مَن سُئِلَ عَن عِلمٍ يَعلَمُهُ فَكَتَمَهُ اُلجِمَ بِلِجامٍ مِنَ النّارِ؛٦

هر كه را از دانشى بپرسند كه از آن آگاه است و او [دانش خود را] پنهان

(١) . المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٢٨. در منابع شيعى از امام سجّاد عليه السلام: قرب الإسناد، ص ٦٧.

(٢) . مسند الشهاب، ج ١، ص ٢٤٧.

(٣) . همان، ص ٢٦٥.

(٤) . مسند أحمد، ج ٤، ص ١٤٧.

(٥) «عَوره» در لغت به معناى رخنه‌اى است كه در مرز يا در ميان سپاهيان پديد آيد و از آن ناحيه، بيم هجوم دشمن برود. همچنين بر هر كارى كه آدمى از روى حيا آن را پوشيده مى‌دارد، اطلاق مى‌شود. در حديثى از امام صادق عليه السلام، «عوره» به لغزش در كردار يا گفتارى كه عيب شمرده مى‌شود، تفسير شده است.

(٦) . سنن ابن ماجة، ج ١، ص ٩٧.