احكام اموات - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٤٣ - مسائل متفرّقه صلح
ج- در فرض مذكور، مفاد صلح، بعد از موت مصالح، بقوّت خود باقى است و احتياج به تنفيذ ورثه ندارد و امّا اصل مال ملك ورثه مصالح است.
س- اگر شخصى املاك خود را به نوادگان پسرى خود كه بعضى از آنان بالغ و بعضى نابالغ بودهاند بده سير نمك مصالحه نمايد و براى خود تا سى سال حق فسخ قرار دهد و قبل از گذشت اين سى سال، دو قطعه از همان املاك را بفروشد و قطعه ديگرى را براى اداء ديون و مخارج بعد از فوتش وصيّت نمايد و همچنين يك قطعه از همان املاك را كه منزل مسكونى بوده پس از آن مصالحه اوّل به عروسش مصالحه نمايد، آيا فروش اين دو قطعه و وصيّت قطعه ديگر و مصالحه آن به شخص ديگر موجب فسخ كل آن مصالحه اوّل ميشود يا مصالحه، نسبت به بقيّه املاك صحيح و بقوّت خود باقى است؟
ج- در فرض سئوال كلّ مصالحه فسخ نمىشود و صلح نسبت به بقيّه بقوت خود باقى است.
س- شخصى نسبت باموالش وصيّت كرده و صلحنامهاى هم دارد كه اموالش را بزوجهاش صلح نموده و صلحنامه داراى تاريخ است و اختيار فسخ را با مصالح گذارده ولى وصيّتنامه تاريخ ندارد و يكى از ورثه اظهار ميدارد كه وصيّتنامه، بعد نوشته شده حكم مسئله را بيان فرمائيد.
ج- با فرض آنكه در مصالحه، اختيار فسخ داشته اگر محقّق شود كه بعد از آن، وصيّت برخلاف آن نموده، كاشف از فسخ مصالحه ميباشد و بايد بوصيّت عمل شود و اگر نزاع موضوعى در بين باشد مرافعه شرعيه لازم دارد.