احكام اموات
(١)
پيشگفتار
٣ ص
(٢)
بسم اللّه الرّحمن الرحيم
٣ ص
(٣)
بياد مرگ بودن
٥ ص
(٤)
مؤمن زرنگ كدام است؟
٥ ص
(٥)
حقيقت توبه
٩ ص
(٦)
احكام وصيّت
١١ ص
(٧)
وصيت صحيح در اسلام
١٢ ص
(٨)
وصيت بر يك سوّم 3/ 1 يا يك پنجم 5/ 1
١٢ ص
(٩)
عمل بوصيت واجب است
٢١ ص
(١٠)
تأخير در عمل بوصيت جائز نيست
٢٤ ص
(١١)
اثبات وصيت
٢٤ ص
(١٢)
وصيت در ثلث نافذ است
٢٥ ص
(١٣)
اگر مال الوصاية براى موارد وصيت كافى نباشد
٢٧ ص
(١٤)
وصى و ناظر
٢٧ ص
(١٥)
خيانت وصى
٣٠ ص
(١٦)
وصيت باطل
٣١ ص
(١٧)
وصيت شخصى كه اقدام به خودكشى كرده
٣٢ ص
(١٨)
تبديل و تغيير وصيت
٣٢ ص
(١٩)
مسائل متفرقه وصيّت ارث زوجه
٣٧ ص
(٢٠)
مسائل متفرّقه صلح
٣٩ ص
(٢١)
احكام دعوى
٤٤ ص
(٢٢)
دعواى بر ميّت
٤٥ ص
(٢٣)
احكام محتضر
٤٦ ص
(٢٤)
واجبات شخص محتضر
٤٧ ص
(٢٥)
وصيت درباره حقوق مردم
٤٧ ص
(٢٦)
وصيت درباره واجبات قضا شده
٤٧ ص
(٢٧)
وظيفه اطرافيان محتضر
٤٨ ص
(٢٨)
ثواب رو بقبله كردن كسيكه در حال مرگ است
٥٠ ص
(٢٩)
ثواب تلقين كلمه شهادت بمحتضر
٥٠ ص
(٣٠)
احكام بعد از مرگ
٥٠ ص
(٣١)
احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميّت
٥٣ ص
(٣٢)
ثواب آنكه جنازه مؤمنى را غسل دهد
٥٤ ص
(٣٣)
احكام غسل ميّت
٥٥ ص
(٣٤)
احكام غسل مسّ ميّت
٦٣ ص
(٣٥)
احكام كفن ميّت
٦٧ ص
(٣٦)
ثواب اختيار كردن كفن قيمتى و خوب جهت اموات
٧٠ ص
(٣٧)
ثواب كسى كه كفن مؤمنى را عهده دار شود
٧١ ص
(٣٨)
احكام حنوط
٧٢ ص
(٣٩)
احكام نماز ميّت
٧٤ ص
(٤٠)
ثواب نماز ميت
٧٧ ص
(٤١)
علت اينكه نماز ميت پنج تكبير دارد
٧٨ ص
(٤٢)
دستور نماز ميت
٧٨ ص
(٤٣)
نماز ميت مرد مؤمن
٧٨ ص
(٤٤)
نماز ميت زن مؤمنه
٧٩ ص
(٤٥)
نماز ميت بى نماز و فاسق
٨٠ ص
(٤٦)
نماز ميت مستضعف
٨١ ص
(٤٧)
نماز افراد غير بالغ
٨٣ ص
(٤٨)
نماز ميت مجهول الحال
٨٤ ص
(٤٩)
نماز بر دو جنازه مشتركا
٨٤ ص
(٥٠)
مستحبات نماز ميّت
٨٦ ص
(٥١)
ثواب تشييع جنازه
٨٧ ص
(٥٢)
شركت امام باقر (ع) در تشييع جنازه
٨٨ ص
(٥٣)
باز هم عمل امام (ع)
٨٩ ص
(٥٤)
احكام دفن
٩١ ص
(٥٥)
مستحبات دفن
٩٤ ص
(٥٦)
نماز وحشت
٩٧ ص
(٥٧)
احكام نبش قبر
٩٨ ص
(٥٨)
نبش قبر
٩٨ ص
(٥٩)
فشار قبر كفّاره گناهان
١٠٢ ص
(٦٠)
ثواب زيارت اهل قبور
١٠٢ ص
(٦١)
شهادت چهل مؤمن درباره ميّت
١٠٤ ص
(٦٢)
احكام صاحبان عزا
١٠٥ ص
(٦٣)
كراهت غذا خوردن تا سه روز از منزل صاحبان عزا و مصيبت و بردن غذا براى آنها
١٠٥ ص
(٦٤)
گريه كردن جهت ميّت
١٠٦ ص
(٦٥)
مؤمن واقعى راضى بقضاء الهى است
١٠٦ ص
(٦٦)
مؤمن واقعى با بلا همدوش است
١٠٧ ص
(٦٧)
بى صبرى نتيجه اى جز حرمان ندارد
١٠٧ ص
(٦٨)
بى تابى در مصيبت، اجر را از بين ميبرد
١٠٧ ص
(٦٩)
ثواب استرجاع گفتن هنگام مصيبت
١٠٨ ص
(٧٠)
ثواب تسليت دادن
١٠٨ ص
(٧١)
خدمت فرشتگان به صاحبان عزا
١٠٩ ص
(٧٢)
ثواب يتيم نوازى
١٠٩ ص
(٧٣)
ثواب آنكه يتيمى را از گريه ساكت كند
١١٠ ص
(٧٤)
ثواب صبر و بردبارى
١١٠ ص
(٧٥)
پاداش صبر كردن در مصيبت اولاد
١١٠ ص
(٧٦)
احكام كفّارات
١١٢ ص
(٧٧)
احكام متفرقه اموات
١١٥ ص
(٧٨)
اجير گرفتن براى نماز
١١٧ ص
(٧٩)
احكام روزه
١٢١ ص
(٨٠)
نماز قضا
١٢١ ص
(٨١)
نماز استيجارى
١٢٣ ص
(٨٢)
نماز استيجارى
١٢٤ ص
(٨٣)
روزه استيجارى
١٢٥ ص
(٨٤)
احكام خمس
١٢٦ ص
(٨٥)
مسئله زكات
١٢٨ ص
(٨٦)
مسلئه حج
١٢٩ ص
(٨٧)
احكام وديعه (امامت)
١٢٩ ص
(٨٨)
احكام عاريه
١٣٠ ص
(٨٩)
احكام دين مؤجل
١٣٢ ص
(٩٠)
مستثنيات دين
١٣٢ ص
(٩١)
دين مستغرق تركه
١٣٢ ص
(٩٢)
احكام شركت
١٣٤ ص
(٩٣)
مسئله غصب
١٣٥ ص
(٩٤)
مسئله (حداد)
١٣٧ ص
(٩٥)
مسئله عده
١٣٨ ص
(٩٦)
مسئله هبه و جهيزيّه
١٣٨ ص
(٩٧)
مسئله مهريه
١٣٩ ص
(٩٨)
حق حضانت (سرپرستى)
١٤٠ ص
(٩٩)
(1) مجمع المسائل جلد دوّم مسئله مهريه
١٤٠ ص

احكام اموات - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٤٠ - مسائل متفرّقه صلح

و با ميل و رغبت (و بدون اجبار) مصالحه نموده باشد صلح صحيح است و موقوف بامضاء پدر نيست و در اختلاف موضوعى مرافعه شرعيّه لازم است.

س- مردى فوت نموده و داراى چند پسر و چند دختر بوده، خواهران، سهم الأرث خودشان را ببرادران خود مصالحه نموده و صلح‌نامه تنظيم و صيغه صلح جارى شده ولى بعد از چند سال ديگر خواهران مطالبه ارث از برادران مينمايند در اين صورت حقّى دارند يا خير؟

ج- حكم مسئله معلوم است با فرض وقوع صلح صحيح، بدون اختيار فسخ، ديگر حق مطالبه ندارند و اگر نزاع موضوعى در بين باشد مرافعه شرعيّه لازم است.

س- مادرى آب و ملك موروثى پدر و مادرش را بفرزند خود مصالحه نموده و قرار كرده كه فرزند او عبادات فوت شده پدر و مادرش را از قبيل نماز و روزه و حج انجام دهد ولى پسر مسامحه كرده و انجام نداده، آيا حقّى به آب و ملك مزبور دارد يا نه؟

ج- در فرض مسئله اگر در ضمن عقد صلح شرط نموده باشد، مادر حقّ دارد پسر را مجبور كند كه بشرط عمل نمايد و چنانچه نتوانست اجبار كند ميتواند صلح را فسخ كند.

س- شخصى عمارت خود را بدو فرزندش مصالحه نموده و شرط كرده كه تا زنده هست اختيار فسخ با خودش باشد بعد از مدتى، اين شخص مصالح، بفرزندش ميگويد كه بعد از وفات من از عمارت يك اطاق بعيال من بدهيد و گاهى گفته كه بعد از من در تقسيم عمارت نزاع نكنيد، آيا اينگونه سخنان موجب فسخ صلح مزبور هست يا خير؟