کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧
|
حتّى أتاه بعزم نافذ و ندى |
غمر فسهّل منه كلّ ما صعبا |
|
|
و صيّر النّجف المهجور يغمره |
ماء الفرات فيسقى النّخل و العنبا |
|
|
و هكذا الكوفة المعمور جامعها |
أجرى به الماء يبغي أجر من شربا |
|
|
فاللّه يعطيه في تأييد دولته |
و بسط قدرة شمس الدّين ما طلبا |
|
|
صنوان لا افترقا شمسان لا أفلا |
بدران لا نقصا نجمان لا غربا |
|
|
أيا بني صاحب الدّيوان لا برح |
الدّين الحنيف بكم للخلق منتصبا |
|
و خاندان جوينى سى سال يا بيشتر در عهد دولت مغول فرمانرواى مطلق بودند و دستى جز دست آنان نبود و در ترويج دين مبين و تعظيم علما و نشر ادب و فضائل و ترميم خرابيهاى مغول هرچه توانستند دريغ نكردند و اگر وجود آنان نبود آثارى از تمدن إسلام بجاى نمىماند بالجمله زيان دولت كفّار مغول در آن عهد بر إسلام كمتر از زيان سلطه نصارى در اين عهد بود و نصارى بر هر مملكت إسلامي كه مسلط شوند كار را بمسلمانان متدين نمىسپارند و خاندان جوينى همه شيعى مذهب بودند و نزد مردم محبوب و معظم تا حاسدان از كفايت و درايت و ثروت و مقام آنان تنگدل شدند و در زوال دولت آنان هرچه توانستند كوشيدند مردى موسوم به مجد- الملك يزدى مزاج اباقاخان را بر خواجه علاء الدين متغير ساخت كه از مال دولت چندان اختلاس كرد و ثروتها اندوخته و او را بمصادره و بند و زنجير افكند و در سفرى كه اباقاخان بهمدان ميرفت علاء الدين را مغلولا بارد و طلبيد و در آنوقت صاحب كشف الغمّة عليّ بن عيسى هم مقيدا با او بود چنانكه در تاريخ وصاف گويد: در آن سفر سقر صورت خواجه بهاء الدين عليّ بن عيسى الاربلى و نور الدين عبد الرحمن التستريّ كه صنيع دولت و مرباى نعمت صاحبى بودند و در ظعن و اقامت هنگام نكبت و سلامت مصاحب و مطيف ركاب فلك ساى و مجلس خلد اثار او:
|
كالنّجم إن سافرت كان مصاحبا |
و إذا حططت الرّحل كان جليسا |
|
با آنكه چون ناله خود در سينه مقيد بودند بر مثال اشك از ديده روان گشتند انتهى و اربلى در آن حال اسيرى و بند از نوشتن رسائل و اشعار لطيفه باز نمىايستاد و خاطر