کشف الغمة ت و شرح زواره‌ای
(١)
مقدمه
٢ ص

کشف الغمة ت و شرح زواره‌ای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨

محزون را بدان تسليت ميداد چنانكه يكى از دوستان براى عليّ بن عيسى قطعه شعرى فرستاد و او در جواب ابياتى گفت كه در همان تاريخ وصاف مذكور است. آنكه آندوست فرستاد اين است:

نبّئت أنّك تجزع‌

و تبيت عينك تدمع‌

تمسى و تصبح باكيا

و لكلّ همّ تخشع‌

من كلّ خطب حادث‌

حتّام نفسك تبخع‌

لا تجز عنّ لنازل‌

و اصبر فصبرك أنفع‌

و عليّ بن عيسى نوشت،

لم لا و هلّا أجزع‌

و يظلّ طرفي يدمع‌

و تكاد نفسي من موا ...

صلة الجوى يتقطّع‌

و الدّهر قد أخني عليّ‌

فكيف لا أتضعضع‌

هنوز اين اسيران باردو نرسيده در گردنه اسدآباد شنيدند اباقاخان آماده سفر آخرت است و امرا آنان را رها نكردند تا خان درگذشت در سال ٦٨٠ و پس از وى تكودار احمد ايلخان شد و او با خاندان جوينى بسر مرحمت آمد و كار دولت و مملكت بديشان گذاشت و باز علاء الدين جوينى را بكار بغداد گماشتند و مجد الملك يزدى كه دشمن آن خاندان بود كشتند و قطعه قطعه كردند و عليّ بن عيسى اربلى همچنان با مخدوم خويش ميزيست تا سال ٦٨١ كه علاء الدين جوينى درگذشت چنانكه گفته‌اند:

يگانه همه آفاق صاحب ديوان‌

علاء دولت و دين صاحب زمين و زمان‌

بسال ششصد و هشتاد و يك شب شنبه‌

چهارم مه ذى الحجه صبح درارّان‌

و سالى دو از اين واقعه ارغون متعصب در وثنيت و دشمن خاندان جوينى بر تكودار احمد غالب شد و تخت ايلخانى از او بگرفت و صاحب ديوان شمس الدين جوينى را بكشت و خاندان آنانرا برانداخت و تفصيل اين وقائع در كتب تاريخ مسطور است و هم قاضى در مجالس المؤمنين شمه آورده است. و خود شمس الدين گويد: