کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩
|
تيرى كه اجل زند سپرها هيچ است |
وين محتشمى و سيم و زرها هيچ است |
|
|
چندانكه بروى كار در مينگرم |
نيكى است كه نيكست و دگرها هيچ است |
|
بالجمله عليّ بن عيسى اربلى از بستگان خاندان جوينى است و علاء الدين همان است كه سعدى در چند قصيده مدح او گفته است و ابن ميثم شرح نهج البلاغة را بنام او نوشته است رحم اللّه جميع أهل الحق من الماضين و الغابرين.
و از جمله أبيات سعدى است:
|
سپهر منصب و تمكين علاء دولت و دين |
سحاب رافت و باران رحمت وابل |
|
|
تو نيكبخت شوى در ميان وگرنه بس است |
خداى عزّ و جل رزق خلق را كافل |
|
و باز گويد:
|
بزرگ روى زمين پادشاه صدرنشين |
علاء دولت و دين صدر پادشاه نشان |
|
|
كه گره نان اكابر نخست فرمانش |
نهند بر سر و پس سر نهند بر فرمان |
|
|
چنان رمند و روند أهل بدعت ار نظرش |
كه از مسيحا دجال و از على شيطان |
|
|
هزار دستان بر كل سخن سراى چو سعدى |
دعاى صاحب عادل علاء دولت و دين را |
|
|
وزير مشرق و مغرب امين مكه و يثرب |
كه هيچ ملك ندارد چو او حفيظ امين را |
|
|
در آن حرم كه نهندش چهار بالش عزت |
جز آستان نسزد خواجگان صدرنشين را |
|
و در روضات درباره عليّ بن عيسى گويد او از بزرگان محدثين شيعه و أعاظم علماى مائه هفتم بود و از سيد رضيّ الدين بن طاوس و سيد جلال الدين عبد الحميد بن فخار موسوى و شيخ برهان الدين ابى الحسين أحمد بن على غزنوى و بسيارى از افاضل علماى فريقين روايت دارد و در علت آنكه او را لقب وزارت دادند گويند: چندى وزارت يكى از خليفهزادگان بني العباس داشت آنگاه آنرا رها كرد و بعلم و حديث روى آورد و احتمال دارد كه او بعلى بن عيسى بن داود كه وزير مقتدر بود در حدود سال سيصد اشتباه شده باشد.
و در كتاب امل آلامل گويد الشيخ بهاء الدين أبو الحسن عليّ بن أبي الفتح الاربلى كان عالما فاضلا محدثا ثقة شاعرا أديبا منشيا جامعا للفضائل و المحاسن له كتب منها كشف الغمّة من معرفة الأئمّة جامع حسن فرغ من تاليفه ليلة الحادي و العشرين من شهر رمضان ليلة القدر من سنة سبع و ثمانين و ستمآئه و له رسالة الطيف و ديوان شعره و عدة رسائل و له شعر كثير في مدح الأئمّة