کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦
النقب[١] و او بقاعده در بسط كف إحسان و كف جور و عدوان و تاكيد قواعد فضل و تجديد مراسم علم و ترشيح أرباب آن آثارى نمود كه در حلبه معالي قصب السبق[٢] از متقدمان و متاخران بر بود.
بغداد كه بعد از واقعه مستعصم خراب و بائر شده بود و بر ناصيه حال عمال و اعمال رقم اختلال كشيده و اهالى از رفاهيت دورمانده در اندك زمانى بمعمار عدل و شفقت او آبادان گشت و دل سكان از نعيم و ناز شادان و از اعداد خيرات عام و امداد مبرات تام يكى آن بود كه در زمين نجف نهرى حفر كرد و زيادت از صد هزار دينار زر احمر آنجا صرف، تا آب فرات كه حلاوت رضاب غانيات و عذوبت سلسال عين الحيات دارد بمشهد كوفه روّح اللّه روح ساكنه آورد
و آن اراضى كه از عمارات خاليات و از امارات نزهت عاطلات بود باشجار متمايلات و سواقى جاريات حاليات گشت و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير املا ان اللّه لا يضيع اجر من أحسن عملا
و باز گويد تاج الدين عليّ بن الامير الدلقندى مامور باستحداث موات و استخراج فرات رساله در إنشاء اين خير نبيل ساخته است.
و اين اشعار را از آن رساله نقل كرده است
|
يا نزهة اليوم المطير |
بين الخورنق و السّدير |
|
|
و الماء شبه بواطن |
الحيّات مجدول الظّهور |
|
|
و الطّلّ في دمن الثّرى |
كالبكر في ثوب الحرير |
|
و يكي از سادات نجف موسوم به محمّد بن أحمد هاشمى كوفيّ گويد
|
ناجته همّته العليا بما نكصت |
كلّ الخواطر عن إمكانه رهبا |
|
|
و استكثرت دونه الإنفاق إذ عملت |
إمكانه فرأت إنفاقه عجبا |
|
[١] يعني مانند آنكه كمان را بتراشنده آن دهد و قطران را در جاى آسيبديده نهد
[٢] حلبه ميدان اسب تازى است و قصب السبق آن نى كه چون سوارى بمنتهى رسد آنرا بردارد تا نشان آن باشد كه پيشى گرفته است.