صفات الشيعة - الشیخ الصدوق؛ مترجم امیر توحیدی - الصفحة ١٥ - وفات شيخ صدوق
اراضى رى قرار دارد، از كثرت باران خراب شد و رخنهاى در آن پديد آمد. به جهت تعمير و اصلاح آن، اطرافش را مىكندند، پس به سردابهاى كه مدفنش بود برخوردند. هنگامى كه وارد سرداب شدند، ديدند كه جثه او همچنان تر و تازه، با بدن عريان و مستور العورة باقى مانده و در انگشتانش اثر خضاب ديده مىشود. در كنارش نيز تارهاى پوسيده كفن، به شكل فتيلههايى روى خاك قرار گرفته است.
اين خبر به سرعت در تهران منتشر شد و به گوش سلطان وقت رسيد. وى با جمعى از بزرگان و امناى دولت، به جهت مشاهده حضورى به محل آمدند.
جمعى از علما و اعيان داخل سرداب شدند و صدق قضيه را به رأى العين مشاهده كردند. پس از آن، وى، دستور تعمير و تجديد بنا و تزئينات آن بقعه را صادر كرد.»[١] صاحب روضات كه در آن زمان ١٢ ساله بوده مىنويسد:
«من خود بعضى از افرادى را كه در آن واقعه حضور داشتند ملاقات نمودهام.» صاحب «تنقيح المقال» نيز همين قضيه را نقل نموده و اضافه مىكند:
«چهل سال پيش به سند صحيح از سيد ابراهيم لواسانى- يكى از علماى بزرگ تهران- نقل شده كه وى خود از كسانى بوده است كه
[١] - روضات الجنات، ج ٦، ص ١٤٠، ريحانة الادب، ج ٣، ص ٤٣٧