صفات الشيعة - الشیخ الصدوق؛ مترجم امیر توحیدی - الصفحة ١٠٧ - حديث شصت و سوم
[همچنين وقتى] تصور مىكردند هنگام بيرون آمدن نامه اعمالشان در برابر همه مردم، زشتيهاى گناهانشان آشكار مىشود، نزديك بود جانهايشان [از ترس] ذوب شود و يا قلبهايشان با بالهاى ترس به پرواز درآيد.
وقتى خود را در پيشگاه خداوند تنها احساس مىكردند،[١] همچون ديگ جوشانى به جوش و خروش درآمده و عقل از آنان رخت برمىبست. آنها مانند كسى كه در ظلمت تاريكيها حيران و سرگردان است، ناله و فرياد مىزدند، و از ترس آنچه كه نفسهايشان را بر آن آگاه كرده بودند، درد و رنج مىكشيدند. پس [دنيا را] با اجسامى خشكيده، قلبهايى اندوهگين، چهرههايى دگرگون، لبهايى خشكيده و شكمهايى تهى سپرى نمودند.
تو آنها را [همچون] مستانى مىبينى كه از ترس [خدا] شبها نمىخوابند، و در برابر خداوند آن چنان خاشع و فروتنند كه گويى همچون مشكهايى پوسيدهاند و اعمال پنهان و آشكارشان را براى خدا خالص كردند. قلبهايشان از ترس خدا به ايمنى دست نيافت، بلكه همانند نگهبانان قبه و بارگاه خواجگان [پيوسته مراقب و هراسان] بودند.
اگر آنها را در شب، هنگامى كه چشمها به خواب رفته و صداها آرام گشته و جنب و جوش پرندگان در لانههايشان ساكن گشته، بنگرى [خواهى ديد] كه ترس از روز قيامت و وعده عذاب الهى، خواب را از چشمانشان ربوده است، همان گونه كه خداى سبحان [در قرآن] فرموده:
[١] - ترجمه اين قسمت، مطابق با نسخه كتابخانه مجلس است كه ظاهرا صحيحتر به نظر مىرسد.