ترجمه رساله تفضيل امير المؤمنين(ع) از شيخ مفيد - بهاردوست، علي رضا؛ شمسايي، محمد حسين - الصفحة ٤٥ - فصل ٢ استدلال از طريق اين مطلب كه پيامبر
يكى از دلايل برترى امير المؤمنين على ٧ اين است كه پيامبر اكرم ٦ احكام ولايت على ٧ را با احكام ولايت خويش يكسان قرار داده[١] و حكم دشمنى با او را به مثابه دشمنى با خود بيان داشته است،[٢] حكم كرد كه هر كه با على ٧ بجنگد، چنان است كه با من جنگيده است[٣] و ميان خودش و او در هيچ امرى تفاوتى قائل نشد و در باره بغض و دوستى با على ٧ نيز به همين گونه حكم كرد.[٤].
همچنين ما به طور قطع مىدانيم كه ايشان اين حكم را به خاطر تمايل و علاقه به على ٧ قرار نداده بلكه آن را بنا بر استحقاق و شايستگى او و لزوم اجراى عدالت در داورى بيان داشته است.
و چون حكم بر اين امر بدين گونه است كه ما بيان كرديم، بايد
[١]- برخى از آن موارد اين دو فرمايش پيامبر اكرم ٦ و سلم است. ايشان فرمود:« من كنت مولاه فعلى مولاه»« هر كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست» و نيز اين فرمايش:« من آمن بى و صدقنى فليتول على بن ابى طالب بعدى، فان ولايته ولايتى، و ولايتى ولاية الله. هر كس به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، بايد پس از من ولايت على بن ابى طالب ٧ را بپذيرد چرا كه ولايت على ٧ ولايت من است و ولايت من ولايت خداست.» بنگريد به سنن ٥: ٦٣٣/ ٣٧١٣، مسند احمد ١: ١١٩ و ٨٤ و ١٥٢ و ٣٣١ و ٤: ٢٨١ و ٣٦٨ و ٣٧٢ و ٥: ٣٤٧ و ٣٦٦ و ٧٤١٩، زندگى امام على ٧ از كتاب تاريخ دمشق ١: ١٩.
[٢]- يكى از آن موارد اين فرمايش پيامبر اكرم ٦ و سلم خطاب به على ٧ است:« عدوك عدوى، و عدوى عدو الله»« دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن تو است» بنگريد به مستدرك حاكم ٣: ١٢٧ و ١٢٨، الرياض النضرة ٣: ١٢٢ و ١٢٤ و ١٦٧، مجمع الزوائد ٩: ١٣٣.
[٣]- يكى از موارد اين فرمايش پيامبر اكرم ٦ و سلم خطاب به على و فاطمه و حسن و حسين : است« انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم» و همچنين اين فرمايش ايشان خطاب به على ٧« يا علي! حربك حربى و سلمك سلمى»« جنگ تو جنگ من و صلح تو صلح من است» بنگريد به سنن ترمذى ٥: ٦٩٩/ ٣٨٧٠، سنن ابو ماجه ١: ٥٢/ ١٤٥، مسند احمد ٢: ٤٤٢ مستدرك حاكم ٣: ١٤٩.
[٤]- در اين مورد احاديث بيشمارى وارد شده است از قبيل:
« ما بال اقوام يبغضون عليا، من ابغض عليا فقد ابغضنى و من فارق عليا فقد فارقنى» چگونه است كه بعضى به على بغض مىورزند، هر كس به على بغض بورزد به من بغض ورزيده و هر كس از على جدا شود از من جدا شده است.
« من احبنى فليحب عليا و من ابغض عليا فقد ابغضنى» هر كه مرا دوست مىدارد بايد على را نيز دوست بدارد و هر كس به على بغض ورزد به من بغض ورزيده است.
« من احب عليا فقد احبنى، و من ابغضه فقد ابغضنى» هر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه بغض او باشد بغض من است.
و ايشان خطاب به على چنين فرمود:« حبيبك حبيبى، و حبيبى حبيب الله» دوست تو دوست من و دوست من دوست خداست. احاديثى كه در اين باره وارد شده، فراوانند. بنگريد به مستدرك حاكم ٣: ١٢٧/ ١٣٠، اسد الغابة ٤: ٣٨٣، الصواعق المحرقة، ١٢٣، الفردوس ٥: ٣١٦/ ٨٣٠٤، زندگى امام على ٧ از كتاب تاريخ دمشق ٢: ١٨٥، ١٩٠ و ٢١٧، الرياض النضرة ٣: ١٢٢ و ١٢٤ و ١٦٧، مجمع الزوائد ٩: ١٣٢ و ١٣٣، مناقب ابن مغازلى:
١٥١/ ١٠٨، كنز العمل ١٢: ٢١٨.