اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٩
مؤلفات او شرح جديدى بر گلشن راز است كه سام ميرزا در تحفه سامى بدين مطلب تصريح نموده است. شيخزاده در سال ٩٢٧ ه ق در شيراز درگذشت. عدهاى به اشتباه سال در گذشت او را ٩٧٧ و يا ٩٢١ دانستهاند.
ليكن آذر بيگدلى و رضا قلىخان هدايت سال ٩٢٧ را ذكر كرده و صحيح دانستهاند.
شيخزاده به روايت تحفه سامى در شرب خمر افراط مىكرد و از غايت شرب مدام فرق ميان صبح و شام نمىكرد. از مديحهاى كه براى شيخ نجم ثانى سروده، اين اعتياد مفرط هويداست:
|
مى شبانه كه مرد افكن است و توبه شكن |
چنان به دور تو از شيخ و شاب برده شعور |
|
|
كه زاهدان سحرخيز برنمىخيزند |
به جاى بانگ صلا گردمند نفخه صور |
|
فدايى عارفى سخندان و خوش طبع بوده، اشعار زيادى از او باقى مانده است. ليكن در سرودن رباعيات عارفانه استاد بوده است. براى نمونه چند رباعى از او نقل مىكنيم:
|
نقش صور جهان فدايى هيچست |
اويى و تويى، منى و مايى هيچست |
|
|
چون آينه جهان نمايى هيچست |
خود هيچى و هرچه مىنمايى هيچست |
|
^^^
|
هربار كه دل به وصل شادان كرديم |
ديديم كه خاطرات پريشان كرديم |
|
|
خوش باش كه ما خوى به هجران كرديم |
بر خود دشوار و بر تو آسان كرديم |
|
^^^
|
از دار بقا فتاده در دار عذاب |
آدم ز پى گندم و ما بهر شراب |
|
|
مرغان بهشتيم عجب نيست اگر |
او از پى دانه رفت و ما از پى آب |
|