اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمس‌الدين محمد - الصفحة ٥

اوست اين دم مقتداى اهل دين‌

مقتداى رهروان با يقين‌

سيد است و جامع جمله كمال‌

بينظير اندر علوم كشف حال‌

عقل و صبر و طاقتم يكباره شد

عشق بنشست و خرد آواره شد

رفت از دستم زمام اختيار

ز اشتياقش گشت جانم بيقرار

سال تاريخش بود بى‌كيف و كم‌

هشتصد و چل بود و نه نى بيش و كم‌

غره رجب بد و يوم الاحد

يافتم از فيض رحمانى مدد

صبحدم پنهان ز خويش و اقربا

بهر طوف كعبه صدق و صفا

آمدم بيرون ز شهر لاهجان‌

يك تنه تنها پياده بهر آن‌

تا مبادا دوستان بيخرد

مانعم آيند و كارم بد شود ...

شرح كامل اين مسافرت دلپذير و رسيدن به خدمت سيد نوربخش را در متن كتاب مطالعه فرماييد. همچنين در شرح گلشن راز در مورد فيضى كه از ديدار سيد مى‌برده چنين اظهار داشته است:

«چون غايت ازلى و هدايت لم يزلى اين فقير را به خدمت و ملازمت حضرت امام زمان، مقتداى اهل ايمان، قطب فلك سيادت و ولايت، محور دواير ارشاد و هدايت، شمس المله و الطريقه و الحقيقه و الدنيا و الدين، سيد محمد نوربخش- قدس اللّه سره العزيز- راهنمونى كرد و در سنه تسع و اربعين و ثمان مائة هجرية به شرف توبه كه در طريق اولياء اللّه متعارف است و تلقين ذكر خفى مشروط به شرايط مشرف شدم؛ و در ملازمت ايشان به سلوك و رياضت توجه و به احياى ليالى به امر آن حضرت مشغول مى‌بودم و مواظبت به ذكر و فكر مى‌نمودم؛ تا به بركت ترك و تجريد و سلوك به ارشاد كامل، آيينه دل اين فقير به نور الهى صفايى حاصل كرد ...[١]

چنانكه اسيرى در اين مثنوى اشاره نموده، وى مسافرتى به تبريز نيز

______________________________
(١)- مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز باهتمام كيوان سميعى، تهران ١٣٣٧، كتابفروشى محمودى ص ٧٦.


[١]- مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز باهتمام كيوان سميعى، تهران ١٣٣٧، كتابفروشى محمودى ص ٧٦.