اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٨
ليكن ساير تذكرهنويسان اشاره كردهاند كه سياهپوشى وى ناشى از عقيده گروهى از متصوفه به رنگ سياه بوده است و سنت مشايخ نوربخشيه ظاهرا سياهپوشى بوده است.
از شيخ ابو القاسم بصير نبيره شيخ محمد نقل شده كه هرگاه در سلك پيروان شيخ، حنفى مذهبى وارد مىشد و او را فتحى روى نمىداد، شيخ به او مىگفت كه مذهب شافعى بايد اختيار كنى تا ترا فتوحات حاصل شود و چون به مذهب شافعى مىگرويد و در آن حالت نيز رياضت او فايدهاى نمىداد او را از مذهب شافعى به مذهب شيعه دعوت مىنمود.
قاضى نور اللّه ضمن نقل اين حكايات دلايل ديگرى نيز در تشيع اسيرى نقل كرده و از جمله گفته است: جد من با او در شيراز ملاقات داشته و او را از اهل ايمان دانسته است. همچنين در ديوان او اشعار زيادى در زمينه ارادت به اهل بيت بخصوص حضرت على (ع) وجود دارد كه براى نمونه غزلى از او را نقل مىكنيم:
|
از خود فنا نگشته نيابى به حق بقا |
فانى شدن ز خويش بود حال اوليا |
|
|
دارى دلا هواى سلوك طريق حق |
بايد قدم نهى به ره شاه لافتى |
|
|
شاهى كه از بلندى قدرش خبر دهد |
ايزد به هل اتى و به تأكيد انما |
|
|
بر تخت ملك فقر چو او شاه مطلق است |
شاهان فقر جمله بدو كرده اقتدا |
|
|
آن بحر علم و فضل و كمال و حيا و خلق |
آن كوه حلم و كان مروت، كرم، سخا |
|
|
هر كو كمر نبست به حب على و آل |
بندد ميان به دشمنيش جان مصطفى |
|
|
دست نياز و عجز اسيرى به دامنت |
چون زد، مدارش از قدم خويشتن جدا |
|
تأليفات اسيرى
لاهيجى تأليفات معتبرى در تصوف و عرفان دارد. آثار وى غير از شرح گلشن راز و چند رساله كه به نثر است بقيه منظوم و شامل ديوان غزليات و رباعيات و مثنوى اسرار الشهود و چند اثر ديگر است كه اينك