آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع)

آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٧

که خود را بی‌تقصیر می‌دید، ناچار به روضه مطهره صاحب اصلی انگشتر یعنی حضرت احمد بن موسی٧ پناه برد و با حالت راز و نیاز، چاره مشکل خود را که به قیمت جانش می‌بود، استدعا نمود.

از طرف دیگر، چون امیر از کیفیت اوضاع و احوال خازن و دیگر متصدیان آگاه گردید، خود نیز به گوشه‌ای رفته و چاره این مهم را می‌جست و چون هنگام خواب فرا رسید، برای مرتبه‌ای دیگر، سیمای جان بخش حضرت را در خواب دید که به وی فرمود: ای امیر انگشتر نزد ماست، خازن خود را عتاب نکن که بی تقصیر است.

انقراض دولت تو تا این زمان بسیار باقی است و از این جهت غم بر خود راه مده. به جای این انگشتر، شیخ عفیف الدین را بفرست تاجی که سبب مفاخرت تو باشد، خواهیم فرستاد. و چون ملاقات حاصل گردید،