آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع)

آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٤

عفیف الدین غسل کردو جامه‌های پاک پوشیده و خود را معطر ساخت، سپس به سرداب وارد گردید. چون چند قدمی برداشت، چنان نوری عظیم ظاهر گردید که سراسر آن سرداب بزرگ را روشن ساخت.

او تختی را دید که در میان سرداب گذاشته و آن حضرت بر بالای تخت بر پشت خوابیده و بر روی مبارکش قطیفه سفید کشیده شده است.

همین که عفیف‌الدین به نزدیک تخت رسید، حضرت دست راست خود را که انگشتری در آن دیده می شد، از قطیفه خارج ساخت و به طرف او دراز کرد.

پیر نزدیک تخت آمده، دست و پای حضرت را بوسه داد و انگشتر از انگشت مبارک آن حضرت خارج ساخت و از همان راه که آمده بود، مراجعت نمود.

چون ازسرداب بیرون آمد، عضدالدوله به استقبال شتافت وعفیف الدین را بسیار گرامی داشت و از