آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع)

آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٨

آن چه از گم شدن انگشتر و عتاب به خازن و خواب خویش پیش آمده بود، همه را با تفصیل به استحضار شیخ رسانید.

آوردن تاج را بر حسب امر شریف مستدعی گشت و چون امیر و شیخ و چند تن از خواص بر سر تربت مطهر حاضر آمدند و موضع را حفر نموده، در سرداب را گشودند، چنان بوی عطر و مشک آشکار گردید که مشام همه حاضران را معطر ساخت.

سپس شیخ عفیف‌الدین که قبلاً غسل نموده و جامه عوض کرده و مهیای شرف یابی بود، به روضه مطهر داخل گردید؛ باغی دید که از هر طرف، اشجار و انهار جاری بر قرار است. همه جا سیرکنان می‌رفت تا به میان آن روضه رسید؛ صفه‌ای مشاهده کردکه از چهار طرف آن نهرهای آب، جاری و روان بود و تختی بر بالای آن صفه با صفا زده شده و شخصی با لباس‌های بسیار فاخر