آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع)

آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٦

عضدالدوله این پیشنهاد را پذیرفت و مقرر داشت انگشتر را در حقه‌ای مرصّع نهاده، محفوظ بدارند.

مدت‌ها به همین منوال از انگشتر مبارک محافظت به عمل می‌آمد و در مراسم اعیاد و ایام مبارک، برای میمنت به آن تبرک می‌جستند و غزوات و جنگ‌ها به واسطه همین انگشتر، پیروزی را نصیب او و لشکریان می‌کرد.

روزی به سببی که ضرورت داشت، به طلب انگشتر فرستاد، هر قدر جستند نیافتند و ندانستند چه شده که پیدا نیست.

عضدالدوله از فرط دل تنگی و پریشانی که بر او مستولی شده بود، به خاطرش رسید که پایان دولتش فرا رسیده و یا این که خازن، انگشتر را پنهان داشته است.

از شدت خشم و دل تنگی نمی‌دانست چه کند. لذا امر به قتل خزانه‌دار و متصدیان مسئول امر کرد. خزانه‌دار