آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع)

آفتاب شيراز؛ زندگينامه احمد بن موسي (ع) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٠

نور چراغ را دید و در شگفتی عجیب بماند. حیران و متفکر به سرای خویش بازگشت و با خود گفت: این آثار و علائم چگونه و از کجا می‌تواند باشد و آیا آنچه را دیده‌ام، خواب بوده است یا بیداری؟

در همین تحیّر و تفکر، به خواب رفت. در عالم رؤیا سیّدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به او فرمود: ای امیر از چه در خیالی؟

در این محل، مدفن من است و من احمد بن موسی الکاظم هستم و برای اطمینان خاطر خود، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به جهت تو بفرستم.

و چون عضدالدوله چنین بدید و بشنید، شادمان از خواب بیدار گردید.

هنگام صبح کسی را فرستاد تا علما و معبّران را حاضر کنند و آن چه را در بیداری درباره چراغ و در خواب به