گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٨٢
مغرب را حتماً در مسجدالنبى باش. نمىدانى چه صفايى دارد كه آدم كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله نغمه اذان را بشنود يا در تشهدش بگويد: «اشهد ان محمداً عبده و رسوله».
گفت: مىگويند روزى دو بار درِ بقيع را باز مىكنند و مىتوان نزديك قبور ائمه رفت و زيارتنامه خواند.
گفتم: درست است؛ اما متأسفانه خانمها از زيارت بقيع محرومند.
اشكها و نالههايشان در پشت ديوار بقيع و محوطه مقابل بقيع است.
گفت: اين جا غير از مسجدالحرام و قبرستان ابوطالب، جاى ديدنى نداشت. البته بعضىها هم به غار حرا رفتند.
گفتم: البته اگر انسان، تاريخ را بداند، جا به جاى همين مكه هم ديدنى است. خيلى از مسجدها، تنگهها، كوهها و وادىهايش خاطراتى دارند.
محوطه اطراف مسجدالحرام، صحنه بسيارى از حوادث بوده؛ ولى دريغ از يك نشانه و علامت و تابلو.
گفت: در مدينه معمولًا كجاها مىروند؟
گفتم: غير از حرم حضرت رسول كه مشتمل بر قبر آن حضرت و خانه على و فاطمه عليهم السلام است، صفه، ستونهاى خاص و تاريخى، منبر و محراب مسجد پيامبر، قبرستان بقيع، مساجد سبعه، مسجد قبا، مسجد ذوقبلتين، مشربه امابرهيم، مسجد اجابه، مسجد غمامه، مسجد ابوذر و جاهاى ديگر.
گفت: ان شاءاللَّه خدا توفيق زيارت اين مكانهاى مقدس را به ما بدهد.
گفتم: در مدينه انسان احساس انس و نزديكى بيشترى با اهلبيت عليهم السلام دارد و دلها زود مىشكند. در بقيع ما را هم ياد كن.