گفتم گفت

گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٤٣

اندوهناكند و در شادى ما خوشحالند.

گفت: اصلًا تأكيد و سفارش ائمه عليهم السلام است كه روزهاى عيد شما با روزهاى ديگرتان فرق كند. درباره عيد غدير، توصيه شده كه جشن بگيريد؛ شادى كنيد؛ لباس‌هاى خوب بپوشيد؛ صله رحم كنيد؛ به يكديگر تحفه و هديه بدهيد و غذاى خوب تهيه كنيد تا معلوم شود كه امروز با روزهاى ديگر فرق دارد. نسبت به ايام سوگوارى هم همين توصيه‌ها براى تعظيم شعائر شده است.

گفتم: صحبت از عزادارى شد، مسئله «تباكى» يادم آمد. مى‌گويند هم گريه بر امام حسين عليه السلام ثواب دارد، هم تباكى؛ يعنى خود را به صورت گريان در آوردن. اين چه تأثيرى دارد؟

گفت: تا به حال، براى تسليت گويى به خانه يا مجلس ترحيم يك نفر رفته‌اى؟ وقتى ديگران داغدارند و لباس مشكى پوشيده‌اند و در غم فقدان عزيزشان به سوگ نشسته‌اند، اگر كسى پيش آنان برود و شروع كند به جوك گفتن و مزه پرانى، چه قدر زشت است؟! معمولًا سعى مى‌كنند براى اين كه خود را در غم صاحب عزا شريك جلوه دهند، حالت حزن و اندوه بگيرند و اگر صاحبان عزا اشك مى‌ريزند، لااقل ديگران قيافه غم‌آلود به خود بگيرند تا در اين حد هم همدردى كرده باشند. «تباكى» براى امام حسين عليه السلام در مجلس عزاى آن حضرت، به همين معناست و نوعى همراهى و هم روحى و همدردى با گريه كنان است و چه بسا همين تباكى، به بكاء و گريه هم منتهى شود و اين همان تأثير بيرون در درون است.

گفتم: من زياد ديده‌ام وقتى كسى به يك زيارت‌گاه مى‌رود، هنگام بيرون آمدن، حالتى نيكو و پسنديده دارد و در خود احساس سبكى و