گفتم گفت

گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٧

مقدمه نويسنده:

رسيدن به «خودآگاهى»، خواسته هر انسان كمال‌طلب است.

«معرفت»، راه را روشن و هدف را تعيين مى‌كند. آنگاه، پاى اراده لازم است، تا به سوى «هدف» راه پيمود و با موانع جنگيد و عقبه‌ها را پشت سر گذاشت و به مقصد رسيد. آنچه در قالب «گفتم، گفت» در اين اثر مطالعه مى‌كنيد، قدم به قدم ابهام‌هاى ذهنى را مى‌زدايد و افق روشن‌ترى ترسيم مى‌كند، تا در سايه خودشناسى و خودسازى، به «هدف زندگى» نزديك‌تر شويم.

گفتار نخست «رابطه عشق و عرفان» نقش عشق و محبت و معرفت را در عمل آفرينى و انگيزه‌پرورى نشان مى‌دهد.

«كوتوله‌هاى انسانى»، موضوع خودشناسى و رسيدن به بلوغ انسانى را طرح مى‌كند.

«اى برادر سيرت زيبا بيار»، بحثى درباره جمال و زيبايى است و نقبى به سوى «جمال برين» و زيبايى‌هاى فراتر از ماديات و حسن ظاهر مى‌زند.

در گفتار «رابطه درون و برون»، ارتباط دو جانبه حالات درونى و بيرونى انسان مطرح است و اينكه چگونه فضاى بيرونى، بر حالات باطنى ما انسان‌ها اثر مى‌گذارد.