گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٦٧
ميهمان يا ميزبان؟
دم در زمان نشسته بود، چشم دوخته به آينده.
گفتم: براى پذيرايى از ميهمان، چه آماده كردهاى؟
گفت: كدام ميهمان؟
گفتم: همين ميهمانى كه چند روز ديگر از راه مىرسد؛ با كلى سوغات و ارمغان كه همراه دارد.
گفت: نمىدانم از كدام ميهمان سخن مىگويى؟
گفتم: پس همين است كه آماده نيستى؛ چون منتظرش نيستى! منظورم ماه رمضان است؛ همين كه چند روز ديگر از راه مىرسد و با خودش رحمت و مغفرت مىآورد و ميهمان خانههاى ماست تا يك ماه تمام. شايد هم ما ميهمان آن باشيم!
گفت: وضع ميهمان و صاحب خانه فرق مىكند. بالاخره ما ميهمانيم يا ميزبان؟
گفتم: هر دو. از اينكه ماه رمضان مدت يك ماه وارد خانهها، مساجد، ادارات، مدارس و ... مىشود، پس ما ميزبانيم. البته نحوه برخورد ما با آن هم نشان مىدهد كه از آمدنش خوشحاليم يا ناراحت.
گفت: بعضىها دنبال بهانه مىگردند تا به نحوى از زير بار روزه فرار