گفتم گفت

گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٥٣

موفقيم، بسته به قضاوت ديگران است.

گفت: در كلمات مولايمان در نهج‌البلاغه خوانده‌ام كه «اى انسان! تو را جز بهشت، بهايى نيست؛ مبادا خود را به كمتر از آن بفروشى كه زيان مى‌كنى».

گفتم: سخن ديگرى از آن حضرت در همين مايه‌ها چنين است: «بد تجارتى است اين كه دنيا را بهاى خودت بدانى و پاداش خدايى را با آن عوض كنى».[١] گفت: همين كه كسى تا اندازه‌اى متوجه باشد، گام مهمى است.

بعضى‌ها خيلى ساده، عمر خود را خرج مى‌كنند، «زر» مى‌دهند و «خرمهره» مى‌گيرند.

گفتم: هنگام عوض شدن سال، مثل اين است كه «كارنامه اعمال» ما را به دستمان دهند. تعطيلات نوروزى، فرصتى براى بازخوانى اين «پرونده» است. در اين مطالعه است كه به كاستى‌ها، عيب‌ها و غفلت‌هايمان پى مى‌بريم و ميزان سود و زيان خويش را به دست مى‌آوريم.

گفت: و ... بعدش چه؟

گفتم: بعدش تصميم بر اين كه امسالمان پربارتر از سال گذشته و كم خطاتر از پارسال باشد.

گفت: چرا كم خطاتر؟

گفتم: بى‌خطا كه نمى‌توانيم؛ انسان جايزالخطاست. همين كه بكوشيم از ميزان لغزش‌ها و ساعات غفلت بكاهيم، روزى به وضعيت‌


[١] - نهج‌البلاغه، خطبه ٣٢.