گفتم گفت
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٢٥
نظام هستى بستگى دارد.
گفت: پس ما در جهان كوتولهها و نابالغين زندگى مىكنيم.
گفتم: از كجا كه ما هم جزو همانها نباشيم؟! كسى كه فلسفه حيات را نشناسد و مسير سير كمالى خود را نفهمد و در آن مسير گام بر ندارد، نابالغ است؛ هر چند هشتاد سال عمر كند و دهها نوه و نتيجه داشته باشد و كلى دوست و آشنا و اعتبار و پسانداز!
گفت: خيلى جالب است! نابالغهاى هشتاد ساله! و دنياى كوتولههاى انسانى!
گفتم: البته آن طرف قضيه را هم بايد ديد. خيلىها هم در سن جوانى و نوجوانى، خود را شناختهاند و يك شبه ره صد ساله را پيمودهاند.
خودشناسى، رسيدن به اين بلوغ انسانى و «خود انسانى» است.
گفت: جواب آن سؤال اول كه «تو كيستى؟» خيلى دشوار است.
گفتم: و البته خيلى هم سودمند است. بىجهت نيست كه در احاديث آمده است كه «خودشناسى» سودمندترين شناختهاست.