اصطلاحات سياسى، فرهنگى

اصطلاحات سياسى، فرهنگى - قدوسى زاده، حسن - الصفحة ٩١

سلفى‌گرى (وهابيت)

«تقى‌الدين احمد بن عبدالسلام» معروف به «ابن تيميه» عالم حنبلى مسلك اهل سنت را پدر فكرى و معنوى سلفى‌گرى ناميده‌اند. او در سال ٦٦١ هجرى قمرى در شام به دنيا آمد و به سال ٧٢٨ در زادگاهش وفات يافت.

وى به هنگام مرگ در زندان به سر مى‌برد.

ابن تيميه انسانى عقل ستيز و خواهان كنار نهادن عقل يا همان «حجت باطنى پروردگار» از تمامى شئون زندگى بود. او اعتقاد داشت كه وظيفه ما تنها «تقليد از سلف صالح» است. از اين رو تمامى مظاهر زندگى جديد را نفى مى‌نمود. «سلف» (در مقابل خلف) به معنى متقدم و سابق است و در اصطلاح، به علماى اسلامىِ سه قرن اول هجرى گفته مى‌شود.

او معتقد است كه مسلمانان بايد هر گونه روابط خود را با كفار قطع كنند.

وى برخورد تبعيض‌آميز و نژادپرستانه را هم روا دانسته و مى‌گويد: آزار غير مسلمانان مجاز است. حتى پا را از اين نيز فراتر نهاده و اظهار مى‌دارد كه خون غير مسلمان، منافق و كافر هدر و ريختن آن حلال است.

نكته اصلى در تعريفى است كه ابن تيميه از مسلمان و كافر ارائه مى‌نمايد. او هر كه از مرام و مسلك وى پيروى نكند را در زمره منافقين و كفار قرار مى‌دهد. اين مسأله در مورد تشيع حالتى جدى‌تر به خود مى‌گيرد.

ابن تيميه- كه پيروانش به وى لقب «شيخ‌الاسلام» داده‌اند- معتقد است كه شيعيان، شرور، پيرو هواى نفس و اهل بدعت‌اند. كفر ايشان عظيم‌تر و گناهشان بزرگتر از كفار اصلى بوده، قتل آنها از خوارج نيز واجب‌تر است.

عقايد افراطى ابن تيميه مخالفت گسترده‌اى را در ميان علماى اسلامى- حتى اهل سنت- برانگيخت. بسيارى از پيشوايان اهل سنت بر فساد افكار