اصطلاحات سياسى، فرهنگى - قدوسى زاده، حسن - الصفحة ٦٧
جنبش مستلزم آن است كه يك حركت، اجتماعى باشد و بخش نسبتاً وسيعى از افراد را دربر بگيرد. شايد ديگر ويژگى اين لفظ را بتوان در آن دانست كه در يك جنبش، نظر به هر تحولى نيست، بلكه تحول مثبت است كه جنبش به حساب مىآيد. حركت و تحولى در زمره جنبشها قرار مىگيرد كه گامى مثبت در جهت آرمانها و اهداف كسانى باشد كه آن را به وجود مىآورند.
ب: نرمافزار
نرمافزار، در مقابل سختافزار و از اصطلاحات علوم رايانه وام گرفته شده، و با نوعى استعاره در اينجا به كار رفته است. در علوم رايانه، ابزارهاى كار با رايانه را به سختافزار و نرمافزار تقسيم مىكنند. «سختافزار» قسمتها يا بخشهاى مكانيكى، الكتريكى، و الكترونيكى رايانه است كه جنبه فيزيكى دارد، و «نرمافزار» به دستورالعملهايى گفته مىشود كه براى به كار بردن، تنظيم، مهار و ايجاد ارتباط ميان اجزاى مختلف سختافزار استفاده مىشود. در جامعه هم مىتوان نيروهاى اجتماعى را به دو بخش تقسيم نمود: بخشهايى كه ابزار يا كالا توليد مىكنند، و بخشهايى كه توليد فكر و نظريه مىكنند. بخش اول در حكم سختافزار و بخش دوم، كه هدايتگر حركتهاى جامعه است، در حكم نرمافزار است.
در گام بعدى، اين مسئله از يك جامعه نيز فراتر رفته، به كل جوامع و تمدنهاى بشرى در طول تاريخ تسرّى يافته است. بر اين اساس گفته مىشود: در عناصر تمدنساز، دو بخش از يكديگر قابل تفكيك است:
يكى بخش سختافزارى تمدن كه همان ابزارها، كالاها، فنآورى و تكنولوژى است، و ديگر بخش نرمافزارى تمدن است؛ يعنى فكر، علم و