اصطلاحات سياسى، فرهنگى

اصطلاحات سياسى، فرهنگى - قدوسى زاده، حسن - الصفحة ٢٠

اختلاس‌

مصرف نادرست، نابجا و خارج از برنامه اموال و داراييها توسط مقامات دولتى و كسانى كه در مقام امين فعاليت مى‌كنند.

استراتژى‌

[١]

در اصل اصطلاحى است نظامى به معناى سنجيدن وضع خود و حريف و طرح نقشه براى رو به رو شدن با آن در وضع مناسب در سياست به معناى بسيج همه امكانات براى رسيدن به يك هدف اساسى و كلى است.

مثلًا بسيج همه امكانات و نيروهاى اقتصادى، سياسى و ... براى صنعتى كردن كشور يا رساندن سطح رفاه و بهداشت همگانى به مرزى معين را يك نوع استراتژى مى‌نامند. ٩

استعمار

[٢]

آبادى خواستن و آباد كردن معناى لغوى آن است. در ادبيات سياسى به معناى تسلط سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى دولتى قدرتمند بر قوم يا ملتى ضعيف است. امروزه مفهوم استعمار با مفهوم امپريالسيم، پيوستگى كامل دارد. يعنى قدرتى كه مى‌خواهد از مرزهاى ملى و قومى خود تجاوز كند و سرزمينها و ملتهاى ديگر را زير تسلط خود درآورد. ١٠


[١] -Strategy

[٢] -Colonialism