اصطلاحات سياسى، فرهنگى - قدوسى زاده، حسن - الصفحة ١٠٦
١. بالا بردن سطح تغذيه و استانداردهاى زندگى مردم؛
٢. اصلاح توليد و توزيع محصولات غذايى و كشاورزى؛
٣. بهبود وضع جمعيت روستايى. ٦٧
فمينيسم
[١]
اين واژه از ريشهFeminie به معناى «زنانه» و «مادينه» است، معادل اين واژه در فارسى زنگرايى، زن باورى و زن آزادخواهى است. در تعريف اين واژه دو معناى زير ذكر شده است:
١. نظريهاى كه معتقد است زنان بايد به فرصتها و امكانات مساوى با مردان در تمامى جنبههاى سياسى- اقتصادى و اجتماعى دست يابند.
معادلهاى فارسى اين معناى فمينيسم، زنگرايى، زنباورى و زن سالارى است.
٢. جنبشهاى اجتماعى كه تلاش مىكنند تا اعتقاد و باور فوق را نهادينه كنند. معادلهاى فارسى اين معنا عبارتند از نهضت زنان و نهضت آزادى زنان.
تمام فمينيسمها دو مؤلفه مشترك دارند:
الف. زنان تحت ظلم و تبعيض قرار گرفتهاند و اين ظلم و تبعيض ريشه در جنسيت آنها دارد.
ب. اين ظلم و تبعيض اصالت ندارد و بايد از بين برود. ٦٨
مهمترين آرمان و هدف فمينيسم، رفع تبعيض و ستم از زنان در همه جنبههاى حقوقى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و دينى است. برخى از
[١] -Feminism