اصطلاحات سياسى، فرهنگى - قدوسى زاده، حسن - الصفحة ٤٠
اصلى روابط بينالملل، تشديد تنشهاى ناسيوناليستى، گرايش فزاينده به درگيرى، افزايش سلاحهاى كشتار جمعى و رشد بىنظمى در جهان، سخن مىگويد. هانتينگتون از رهبران غربى مىخواهد كه بكوشند تا كيفيت تمدن غربى را بازسازى و نگهبانى نمايند. وى، اين مسئوليت را بيش از آن كه متوجه اروپا بداند، متوجه آمريكا مىداند. از نگاه او، براى حفظ تمدن غربى، تعقيب و تحقق اهداف زير، اجتنابناپذير است:
الف) دستيابى به همگرايى سياسى، اقتصادى و نظامى بيشتر و هماهنگ كردن سياستها، با اين هدف كه كشورهاى متعلق به تمدنهاى ديگر، اختلافات خود را با كشورهاى غربى حل كنند.
ب) پذيرش جايگاه روسيه، به عنوان كشور كانونى آيين ارتودوكسى و يك قدرت محلى عمده، با منافعى مشروع، در حفظ امنيت مرزهاى جنوبى خود.
ج) ادغام كشورهاى غربى اروپاى مركزى در اتحاديه اروپايى و ناتو؛ يعنى كشورهاى گروه ويسگراد، جمهورىهاى حوزه بالتيك، اسلوونى و كرواسى.
د) كمك به غربى شدن آمريكاى لاتين تا حد امكان و ايجاد پيوندهاى نزديكتر بين كشورهاى آمريكاى لاتين با غرب.
ه) محدود كردن گسترش قدرت نظامى متعارف و غيرمتعارف كشورهاى مسلمان و چين.
و) كند كردن شتاب دور شدن ژاپن از غرب و نزديك شدن اين كشور به چين.
ز) حفظ برترى فنى و نظامى غرب بر تمدنهاى ديگر.