در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٤ - تقيه در شريعت اسلام
همچنين تقيّه با تسليم شدن و سازش در مسائل دينى، فرق دارد. «تسليم شدن و سازش»، پذيرفتن طرف مقابل و دست كشيدن از اعتقادات است، در حالى كه «تقيّه» عبارت است از: نگه دارى دين به وسيله آشكار نكردن موقّتى ايمان و اظهار خواسته هاى دشمن، تا موقعى كه دوره ضعف به پايان برسد و فرصتى براى تجديد نيرو پيدا شود.
پس «تقيّه» يك تدبير عقلايى براى پيشگيرى است و مؤمن را به تسليم و سازش نمى كشاند بلكه به جاى آن، عناصر پايدارى روحى و معنوى را بسيج مى كند تا در مقابل فشارهاى سهمگين دشمنان، متلاشى و نابود نشود و ايمان خود را در بالاترين درجه آن، حفظ كند.
تقيّه كننده به آينده مى نگرد و منتظر فرا رسيدن زمان مناسب براى تغيير اوضاع است، در حالى كه «تسليم و سازش»، هيچ يك از ويژگيهاى تقيّه را دارا نيست.
به تعبير ديگر، تقيّه بر تسليم، ياس، نوميدى و سازش- كه دشمن مى خواهد آنها را بر مؤمن تحميل كند- خط بطلان مى كشد.[١]
علماى اسلام، براى مشروعيّت تقيّه به دو آيه ياد شده استدلال كرده اند.
مراغى در تفسير خود، مصاديق تقيّه را اين چنين بر شمرده است:
[١] - با مراجعه به تفسير دو آيه فوق در تفاسير اهل سنّت، اين امر روشن خواهد شد. ر. ك: تفسير فخر رازى؛ تفسير زمخشرى؛ تفسير خازن؛ تفسير نسفى؛ تفسير اسماعيل حقى؛ تفسير طبرى؛ تفسير آلوسى؛ تفسير محاسن التأويل جمال الدين قاسمى و تفسير مراغى.