در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣ - تقيه در شريعت اسلام

نزول اين دو آيه، زمانى بود كه مشركان، عمّار بن ياسر را مجبور كرده بودند تا پيامبر (ص) را دشنام دهد و از بتها به نيكى ياد كند. عمّار نيز از ترس شكنجه هاى طاقت فرساى آنان، چنين كرد. وقتى به محضر رسول خدا (ص) آمد، حضرت به او فرمود: ( (چه شده است؟))

عرض كرد: « (كار) بدى انجام دادم اى رسول خدا! آنان رهايم نكردند تا به شما ناسزا گفتم و بتهاى آنان را به نيكى ياد كردم!».

پيامبر فرمود: در قلب تو چه گذشت؟

عرض كرد: «نسبت به ايمان، مطمئن است».

حضرت فرمود: «اگر دوباره تو را مجبور كردند، همان سخنان را تكرار كن».[١]

اين عمل، آن نفاقى نيست كه قرآن كريم آن را محكوم كرده و بدتر از كفر شمرده است؛ زيرا «نفاق»، پنهان كردن كفر و كينه و اظهار كردن ايمان و دوستى است، در حالى كه «تقيّه» پنهان كردن ايمان و آشكار نمودن كفر و شرك است. اگر تقيّه از جمله مصاديق نفاق باشد، چرا خداوند سبحان در دو آيه قرآن، آن را مباح شمرده است؟


[١] - مستدرك، حاكم: ٢٠، ٣٥٧. و نيز ر. ك: سنن ابن ماجه: ١/ ١٥٠، باب ١١؛ تفسير ماوردى: ٣/ ١٩٢( چاپ بيروت) و منابع ديگرى مثل: المبسوط سرخسى؛ الكشّاف زمخشرى؛ احكام القرآن ابن عربى؛ تفسير كبير فخر رازى: ٢٠/ ١٢١؛ المغنى ابن قدامه؛ الجامع قرطبى؛ انوار التنزيل بيضاوى و ...