در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٥ - بحث دوم گريه پيامبر خاتم (ص) و پيامبران(عليها السلام) بر مرگ مؤمنان

«و از آنان روى برگرداند و گفت: وا اسفا! بر يوسف و چشمان او از اندوه سفيد شد امّا خشم خود را فرو مى برد».

يعقوب (ع) بسيار بر يوسف (ع) مى گريست تا اين كه درباره او گفته شد:

قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ‌.[١]

«گفتند: به خدا! تو آن قدر ياد يوسف مى‌كنى كه در آستانه مرگ قرارگيرى، يا هلاك گردى».

زمخشرى مى گويد:

«اگر گريه زياد شود، اشك، سياهى چشم را از بين مى برد و آن را به رنگ سفيد كدر تبديل مى كند. گفته شده: او نابينا شد. و گفته شده: بينايى اش بسيار كم شده بود. عبارت: مِنَ الْحُزْنِ در آيه اوّل، با واو نيز قرائت شده است: وَ مِنَ الْحُزْنِ‌؛ حزن علّت‌گريه‌بود كه‌سفيدى چشم از آن به وجود آمد، پس گويا سفيدى از حزن به وجودآمده است.

گفته شده است كه: چشمان يعقوب از فراق يوسف تا ديدار مجدّد او به مدّت هشتاد سال، پيوسته گريان بود.

از رسول خدا (ص) روايت شده كه:


[١] - يوسف( ١٢): ٨٥.