سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٥٩ - سير زندگى
اللَّه سيد جعفر مرعشى رحمه الله مىگويد: آيت اللَّه خوئى رحمه الله، ميرزا رحمه الله را به ناهار دعوت مىكند و مىگويد: ميرزا بمان، شايد بتوان كارى كرد! اما ميرزا رحمه الله مىگفت: نه! من تصميم گرفتهام بروم و بر رفتن اصرار داشت.
مرحوم ميرزا رحمه الله مىگفت: من استخاره گرفتهام و استخاره بسيار خوب آمده است.
از اين رو ميرزا رحمه الله در فاصلهى كوتاهى وسايل زندگى خود را جمع نموده و به سمت ايران حركت كردند. هنگامى كه به مرز عراق رسيدند، خبر لغو حكم تبعيد ايشان رسيد، ولكن ميرزا رحمه الله قبول نكرده و به سمت خاك ايران حركت كردند. از آنجا كه مرحوم ميرزا رحمه الله در حوزهى علميهى نجف وزنهى علمى حساب مىشد و حوزهى نجف به وجود ايشان افتخار مىكرد، بعضى آقايان از رفتن مرحوم ميرزا رحمه الله گلهمند شدند و از بزرگان خواستند كه ميرزا را منصرف كنند. حجّت الاسلام والمسلمين سيّد جواد گلپايگانى مىگويد: آيت اللَّه خوئى رحمه الله شخصى را مأمور مىكند كه به دنبال ميرزا رحمه الله برود و او را براى برگشتن قانع كند.
آن شخص در نيمهى راه به ايشان مىرسد ولكن ميرزا رحمه الله به بازگشت راضى نمىشود. مرحوم ميرزا رحمه الله در قم مستقر مىشوند و كم كم خبر حضور ايشان در قم منتشر شده و طلّاب به مرور در اطراف مرحوم ميرزا رحمه الله جمع شدند، حتى بعضى از شاگردان مرحوم ميرزا رحمه الله از نجف به قم آمدند. مرحوم ميرزا رحمه الله در آغاز، درس خارج خود را در مسجد كوچكى كه رو به روى مسجد «فاطميه» گذرخان بود، شروع مىكنند، ولكن بعد از يك هفته به سبب استقبال طلّاب، به مسجد «عشقعلى»