سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٥٨ - سير زندگى
حجّت الاسلام والمسلمين، حاج شيخ محمد تقى سخايى مىگويد:
حجّت الاسلام مهدى زاده رحمه الله نزد من آمد و گفت: نزديك اين راه پله هيچ مأمورى نيست، بيا از اينجا به بالاى پشت بام برويم، از پشت بام تا زمين فاصلهى كمى است! من با وضعيت موجود قبول نكردم، ديدم خودش با شتاب از پلهها بالا رفت و ديگر متوجّه نشدم چه شد ولكن بعد از نيم ساعت مشاهده كردم كه بعثىها شيخ را در حالى كه عمامهاش را دور گردنش بستهاند، مىكشند و آنقدر اين شيخ را زده بودند كه قدرت حركت نداشت. بعد از او سؤال كردم: چه شد دوباره تو را گرفتند؟ گفت: به خانهى يكى از عربها پناه بردم، پسرش به مأمورين خبر داد. برخورد خشن و غير انسانى رژيم بعثى آنگونه بود كه موجب اعتراض شهيد آيت اللَّه، حاج شيخ احمد انصارى رحمه الله گرديد. آن مرحوم در مقابل استاندار كربلا از رفتار غير انسانى آنان به شدّت انتقاد نمود ولكن آنان با آن قساوت قلبى كه داشتند، آنگونه برخورد مىكردند كه به نظرشان مىرسيد. تنها چيزى كه اين جمع دستگير شده را دلگرمى مىداد، همان محبّت و مودّتى بود كه بينشان وجود داشت. بعد از دو روز مرحوم ميرزا رحمه الله از زندان آزاد مىگردد و دولت بعثى يك هفته به ايشان وقت مىدهد كه خاك عراق را ترك كند. روحيهى مرحوم ميرزا رحمه الله بعد از قضيهى زندان «خان النصف» بسيار تغيير كرده بود، برخورد تحقيرآميز رژيم بعثى سخت بر ايشان اثر گذاشته بود، از اين رو تصميم گرفتند به هر نحو ممكن خاك عراق را ترك كنند. حجّت الاسلام والمسلمين سيّد على مرعشى به نقل از پدر بزرگوارشان، آيت