جنگ در تاريكى (شيعه و سنى چه فرقى دارند؟) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - فصل چهارم نظر ثانى بر موارد نهگانه مورد اختلاف

بحث در جهات تاريخى و علمى اين موضوع از غرض اين كتاب بدور است. و آنچه كه در اين رساله كوچك مورد نظر است، مصالحه ايست كه بايد بين طريفين بوجود بيايد. تا نزاع و بدبينى تخفيف يافته و مسلمانان بهمديگر نزديك گردند. و از مبالغه در اختلاف خوددارى شود.

اولا خلافت در نظر دانشمندان اهل سنت از جمله فروع است نه اصول.

و لذا مخالف در آن تكفير نمى‌شود. فرض كنيد اختلاف حل ناشدنى باشد. ولى مربوط به يك مسئله فرعى است كه بايد از حوصله كار گرفت. للمصيب اجران و للمخطئ اجرا واحد، آنكس كه بحقيقت رسيده دو اجر دارد و كسيكه اشتباه نموده يك اجر دارد. و بايد همديگر را معذور دانست.

ثانيا اگر از گرد و غبار تعصب بيرون آييم مى‌بينيم شيعه خلافت خلفاى راشدين را انكار نمى‌كنند. و همه آنان معترفند كه مردم پس از وفات خاتم المرسلين (ص) به جناب ابى‌بكر (رض) بيعت كرده‌اند. و سپس به خليفه دوم و بعد به خليفه سوم وانگهى به خليفه چهارم.

و اساسا اين موضوع از واضحات تاريخى و قابل انكار هم نيست.