وظيفه علماى دينى ما
(١)
پيشگفتار
١ ص
(٢)
1- برنامه درسى
١٣ ص
(٣)
2- سيستم ادارى مدارس
٢٠ ص
(٤)
3- شوراى إفتاء
٢٣ ص
(٥)
4- مراكز تحقيقات
٢٦ ص
(٦)
5- انجمن هاى اخوت اسلامى
٢٨ ص
(٧)
6- محل خدمت اهل علم
٢٩ ص
(٨)
7- منابع مالى مدارس و شوراى تحقيقى و افتاء
٣١ ص
(٩)
8- شركت علما در امور عام المنفعه
٣٥ ص
(١٠)
9- اجتناب از اتهام و بدنامى ها
٣٨ ص
(١١)
10- لزوم عدالت اهل علم
٤٢ ص
(١٢)
11- رقابت با همكاران
٤٤ ص
(١٣)
12- قول بغير علم
٤٦ ص
(١٤)
13- ضبط نفس از مال
٥٠ ص
(١٥)
14- قاضى هاى ما
٥٢ ص
(١٦)
15- امر به معروف و نهى از منكر
٥٤ ص
(١٧)
16- تدوير كانفرانس ها
٥٨ ص
(١٨)
روابط اجتماعى در اسلام
٦١ ص
(١٩)
1- برادرى اسلامى
٦٥ ص
(٢٠)
2- حقوق مؤمنين و مسلمين بر همديگر
٦٧ ص
(٢١)
3- رحم نمودن و عطوفت با يكديگر
٧٠ ص
(٢٢)
4- ديدار برادران
٧١ ص
(٢٣)
5- مصافحه و دست به هم دادن
٧٢ ص
(٢٤)
6- معانقه و دست بگردن يكديگر نمودن
٧٣ ص
(٢٥)
7- خوشنود نمودن مؤمنان
٧٤ ص
(٢٦)
8- روا كردن حاجت مؤمن
٧٥ ص
(٢٧)
9- كوشش در راه حاجت مؤمن
٧٦ ص
(٢٨)
10- گشودن گرفتارى مؤمن
٧٧ ص
(٢٩)
11- طعام دادن به مؤمن
٧٨ ص
(٣٠)
12- پوشانيدن مؤمن
٧٩ ص
(٣١)
13- مهربانى به مؤمن و گرامى داشتن او
٧٩ ص
(٣٢)
14- نصيحت و خيرخواهى مؤمن
٨٠ ص
(٣٣)
15- اصلاح بين مردم
٨٠ ص
(٣٤)
16- احياى مؤمن
٨١ ص
(٣٥)
اخلاق اجتماعى
٨٢ ص
(٣٦)
17- خلق نيكو
٨٢ ص
(٣٧)
18- خوش رويى با مردم و غيره
٨٣ ص
(٣٨)
19- عفو از مردم
٨٣ ص
(٣٩)
20- فرو بردن خشم
٨٤ ص
(٤٠)
22- انصاف و عدل
٨٦ ص
(٤١)
23- صله رحم يا پيوند با خويشان
٨٧ ص
(٤٢)
24- احسان و احترام والدين
٨٩ ص
(٤٣)
25- احترام به پيران
٨٩ ص
(٤٤)
26- درباره عموم مسلمان ها
٩٠ ص
(٤٥)
تكميل
٩٠ ص
(٤٦)
27- دو مطلب مهم
٩٢ ص

وظيفه علماى دينى ما - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧ - ١٢- قول بغير علم

بهترين كار اين است كه اهل علم عادت كنند كه هر چيزى را كه نمى‌دانند بگويند كه نمى‌دانم و به هيچ حال بدون حجت شرعى و بدون علم به صحت جواب، جواب ندهند كه آخرت‌شان تباه مى‌شود.

بلى اقرار به نادانى كمى سخت است، ولى اهل علم بايد از همه مهمتر دين خود را حفظ كنند ولو آبروى‌شان بريزد و ثانياً بايد متوجه باشند كه عزت و ذلت از جانب خداوند است، و بهترين عزت در ترك معصيت و انجام وظيفه است.

واقعاً كه اين مورد يكى از امتحانات سخت الهى است كه غالباً اهل علم دينى به آن آزمايش مى‌شوند، و بايد دقيقاً متوجه حال خود باشند تا به فضل خدا از فسق بزرگ نجات يابند.

دو قصه قابل استفاده:

از يكى از علماى سنى نقل شده كه كتاب بزرگى در مسائل و احكام بيع نوشته بود و فكر مى‌كرد كه همه فروض بيع را نوشته و كسى بالاتر از او در باب بيع وجود ندارد، او مى‌گويد روزى دو نفر دهاتى كه در بيع اختلاف داشتند نزد من براى قضاوت آمدند، وقتى مسأله را طرح كردند، هر چه فكر كردم با تمام معلومات وسيعى حكم آن را نفهميدم، بالاخره به آن دو متخاصم گفتم من حكم مسأله شما را