وظيفه علماى دينى ما - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٨ - ١٢- قول بغير علم
نمىدانم نزد عالم ديگرى برويد. يكى از دهاتىها گفت پس چرا نام خود را عالم گذاشتهاى كه حكم يك نزاع كوچك ما را نمىدانى، گفتم همين نگارنده بر تقواى اين دانشمند آفرين مىفرستد، ندانستن چند مسأله از فضل او كم نمىكند و اعتراف او به ندانستن حاكى از كمال اوست.
استاد ما (ره) از استاد خود آيت الله قمى نقل مىكرد كه روزى در محضر جمعى از اطرافيان، كسى از او مسألهاى سؤال كرد، ايشان پس از تأمّلى گفت نمىدانم، يكى از اطرافيان كه اعتراف به ندانستن يك مجتهد را بسيار سخت مىدانست، گفت يعنى جواب سؤال شما به ياد آقا نمانده است، آن دانشمند بزرگ به او گفت چرا دروغ مىگوييد من كى گفتم از يادم رفته، من گفتم بلد نيستم و از اول متوجه اين مسأله نبودهام، نه اين كه من از اول آن را مىدانستم و بعد فراموش كردهام!
بلى علماى بزرگ، حق علم را مىدانند و آن را احترام مىكنند.
|
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم |
سرّ حق با ورق شعبده ملحق نكنيم |
|
فى صحيح ابى عبيدة الحذاء عن الصادق (ع):
«من افتى الناس بغير علم و لا هدى لعنته ملائكة الرحمة و ملائكة العذاب و لحقه