وظيفه علماى دينى ما - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - ٩- اجتناب از اتهام و بدنامى ها
است:
«من اتّهم اخاه المؤمن انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح فى الماء».
يعنى هر كس برادر مؤمن خود را متهم نمايد، ايمان در دلش از بين مىرود همانگونه كه نمك در آب نابود مىشود. ولى در بين عوام الناس، تقريباً مطلب بعكس است و بايد برائت ذمه را ثابت كرد.
مردى نزد متوكل عباسى كفش كهنهاى آورد و ادعا كرد كه كفش حضرت پيغمبر اكرم (ص) است متوكل فوراً كفش را بوسيد و جايزهاى به مرد مذكور داد، وقتى او از قصر بيرون رفت متوكل قسم خورد كه كفش، كفش آن حضرت نيست و مرد عرب دروغ گفته است ...
اطرافيان گفتند پس چرا آن را بوسيدى و به مرد مذكور كمك كردى؟ گفت اگر چنين نمىكردم بيرون رفت و مردم مىگفت اين زنديق منكر پيغمبر (ص) است و به كفش پيامبر بىاعتنايى كرد! و مردم نيز او را تصديق مىكردند!!
روانشناسى عوام چنين است، حكومتها به مجرد احتمال نزد آنها مجرم هستند و هر كس هر چه درباره حكومت و پولداران و مشاهير و علماى دينى و منتفذين بگويد مورد قبول واقع مىشود، مگر آن كه خلاف آن ثابت شود، و لذا وارد شده است كه اتقوا مواضع التهم. از جاهاى تهمت برانگيز بپرهيزيد، بنابراين علماى دينى بايد متوجه اين جهت